با وجودی که به نسبت بسیاری از جوامع، میزان خودکشی در جامعه ایرانی چندان بالا نیست اما نرخ چشمگیر رشد میزان خودکشی در این جامعه در ساليان اخير، توجه بیشتر به دلایل خودکشی در این جامعه را بسیار مهمتر از پیش کرده است. گفته میشود نبود پیوندهای اجتماعی قوی که نیاز هر جامعهای است، در جامعه ایران از مهمترین عوامل بالارفتن نرخ خودکشی است.
سعید معیدفر
توسعۀ یکجانبۀ حملونقل، سمِّ کُشندۀ کلانشهرهاست
چون میخواهیم مشکل ترافیک را حل کنیم، مرتب حق شهروندان پیاده را میگیریم، مکان تعامل آدمها و عرصه عمومی را هر روز تنگتر میکنیم و آن فضایی که آدمها میتوانند در تعامل باشند را از بین میبریم. خانهها را خراب میکنیم تا خیابانهای بزرگتری بسازیم و آنها که اتومبیل دارند بتوانند در خیابانها تردد کنند؛ بودنِ در شهرها را هر روز خطرناکتر میکنیم، بنابراین آدمها از خیابان میترسند. هر روز تلفات افراد را به عنوان عابرین پیاده بالا میبریم. در شهری مثل تهران بالای ۷۰ درصد تلفات سالانهاش مربوط به عابر پیاده است. از طرف دیگر با مقولۀ ماشینیشدن مواجهیم. در این شهر، جز ماشین چیز دیگری نمیبینید. ماشین بر آدمها و ارزش انسانها تفوق پیدا میکند. خودِ آدمها مثل آدم آهنیهایی میشوند که هیچ حقی برای یکدیگر قائل نیستند و با ماشین حقوق هم را پایمال میکنند. نتیجتا ما داریم با پروسۀ خیابانکشیها، بزرگراه ساختن، محدود کردنِ عرصه عمومی، محدودکردنِ پیادهرو، هر روز حقوق مردم را بیشتر از پیش تضییع میکنیم. عرصۀ اجتماع و زندگی اجتماعی دارد نابود میشود، عرصه تعاملات پایدار آدمها از بین میرود. محیط زیست نابود میشود. تعداد تلفات آدمها زیاد میشود.
چرا “دختران” فریب میخورند؟
دلیلِ فریبخوردنِ زنان با وعدههایی همچون ازدواج به ورود متاخرتر آنها به صحنه جامعه مربوط است. آنها بسیاری از زیرکیها و زیروبمهایی که مردان زودتر از آنها آموختهاند را هنوز یاد نگرفته و ممکن است در معرض سوءاستفاده قرار بگیرند. در تحلیلِ فریب خوردنِ زنان نوعِ نگاهِ جنسیتی به آنها در درجه اول اهمیت دارد؛ این نگاه در مورد زنان وجود دارد که وجهِ جنسی آنها امتیاز آنهاست و لاغیر
گلادیاتورهای نظام آموزشی
. سعید معیدفر، جامعهشناس و استاد سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گفتوگو با «وقایع اتفاقیه» از خودکشی دانشآموزان، از خود بیگانگی آنها و تبدیلشدنشان به گلایاتورهای جنگی میگوید که نظام آموزشی فعلی فرصت نشاط و اجتماعیشدن را از آنها گرفته است
اراده ای برای مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم در کشور وجود ندارد.
متاسفانه در حال حاضر اراده چندانی برای مشارکت بیشتر این طبقه وجود ندارد. البته آنقدر تقاضای طبقه متوسط برای مشارکت زیاد است که به محض اینکه پالس مثبتی دیده شود، به سرعت این گرایش به مشارکت در جامعه و در طبقه متوسط به وجود میآید.
مجال کنشگری مدنی جوانان را گرفته اند
جامعه امروز ما سالمتر از جامعهای است که نسلهای قبلی زندگی میکردند. من امروز برای جوانان احترام بیشتری قایل هستم تا جوانان همنسل خودم، چون معتقدم آنها عملا واقعیتر فکر میکنند و به احتمال زیاد در آینده ما از طریق همین نسل مشکلات زیادی را حل خواهیم کرد؛ با همین طرز تفکر و شرایطی که دارند. قصدم این نیست که آنها را مقدس کنم بلکه میخواهم بگویم نسبت به جوانان دوره من بهتر خواهند توانست تحولات این مملکت را رقم بزنند،
افزايش سطح انتظار زنان از خودشان
معیدفر در تبیین افزایش طلاق میان زنان جوان و همینطور کاهش ازدواج در دختران، به چند نکتهي مهم اشاره دارد. او در گفتگو با «همشهري ماه » از بالا رفتن سطح انتظار زنان از خودشان و طلب یک رابطهي برابر با آقایان در نقش های اجتماعی ميگويد و به ذهنیتي در سیاستگذاریهای کشور اشاره ميكند که هنوز تمایل به حفظ رابطهي نابرابر میان زنان و مردان دارد. به اعتقاد او این موضوع باعث شده میزان طلاق در زنان جوان بالاتر برود و از آن طرف شاهد باشیم خانمها با این ذهنیت که ورود به زندگی مشترک ممکن است موانعی برای رشد و ارتقای آنها ایجاد کند، به نحوی تجرد را اختیار کرده باشند
عزم جدی برای مقابله با آسیب های اجتماعی در کشور وجود ندارد
به نظر نمی رسد مردم نیز عملاً سخنان مسئولان در برخورد با آسیب های اجتماعی را باور کنند. وقتی مردم اظهارات مسئولان را باور می کنند که ابتدا احساس کنند یک پیام واحد از سوی حاکمیت و مسئولان ارسال می شود، و در این صورت است که مردم احساس می کنند مسئله، شوخی نیست و بلکه جدی است و یک اراده همه جانبه از سوی حاکمیت برای مبارزه با آسیب های اجتماعی وجود دارد.
وقت قربانی کردن «شهرزاد» رسید
الان مثل اینکه همه دنبال فصل کردن هستند نه وصل کردن. و همانطور که گفتم اینها نشانه خوبی نیست. تحقیقاتی هم که دستگاههای ما از جمله وزارت کشور کردند، نشاندهنده این است که متاسفانه میزان سرمایه اجتماعی افول کرده و میزان اعتماد اجتماعی آدمها به همدیگر پایین آمده. ضریب خشونت در جامعه بالا رفته، همه اینها عوامل خوبی نیست و نشاندهنده این است که نیروهای گسیختگی دارند فعال میشوند و نیروهای همبستگی درحال خانهنشین شدن هستند
باید به شهروندان اجازه ايجاد كنش اجتماعی داد
ما در ادارات، دانشگاهها و… سعی در جداکردن افراد از هم داریم. در شهر کاری کردهایم که خیابانها شلوغتر از پیادهروها و مراکز عمومی است. اینها همه ضداجتماعی و ضدمشارکت است. اتفاقا در جوامع پرشور که دارای کنش جمعیاند، مراکز عمومی را بهشدت تقویت میکنند. جاهایی که افراد میتوانند با همبودن را تجربه کنند، آنها را پررونقتر میکنند. اما ما هر روز پیادهروها را باریکتر و خیابانها را عریضتر میکنیم.