دولت مقصر بي مسووليتي مردم در بحران آب

مساله كمبود آب در كشور ما سال هاست مطرح است ولي شايد هيچ وقت مانند امروز اين مشكل جدي نبوده است. تا جايي كه امروز به جايي رسيده ايم كه زنگ هاي خطر به صدا در آمده و اعلام وضعيت بحراني شده است. هيات دولت تشكيل جلسه داده و معاون اول رييس جمهور و رييس سازمان محيط زيست از سد لار بازديد كرده اند. اما به نظر مي رسد طرح مشكل و اخطارها در اين مورد آنچنان كه بايد افكار عمومي را متوجه اين مشكل نكرده است. 

مساله كمبود آب در كشور ما سال هاست مطرح است ولي شايد هيچ وقت مانند امروز اين مشكل جدي نبوده است. تا جايي كه امروز به جايي رسيده ايم كه زنگ هاي خطر به صدا در آمده و اعلام وضعيت بحراني شده است. هيات دولت تشكيل جلسه داده و معاون اول رييس جمهور و رييس سازمان محيط زيست از سد لار بازديد كرده اند. اما به نظر مي رسد طرح مشكل و اخطارها در اين مورد آنچنان كه بايد افكار عمومي را متوجه اين مشكل نكرده است. اين در حالي است كه ذخاير آب ما رو به اتمام است و در اين چند سال شاهد بوده ايم كه درياچه اروميه خشك شده يا زاينده رود فقط براي مدت كوتاهي در سال، آب به خود ديده است. حتي شاهد منازعاتي در يزد، لرستان و خوزستان بوده ايم كه مردم به سهميه آب شهرشان اعتراض داشتند ولي با همه اين مسائل مي بينيم كه مردم احساس نگراني نمي كنند. گويا فكر مي كنند اين بحران مساله آنها نيست و فقط متوجه دولت است و دولت موظف است تحت هر شرايطي آب شهرشان را تامين كند و ديگر مسووليتي متوجه آنها نيست. از طرفي شاهد هستيم كه در جلسات هيات دولت براي حل مشكل آب برخي شهرها به اين صرافت مي افتند كه آب را از جاي ديگري به برخي شهرها منتقل كنند. چنين راه حل هايي توقع از دولت را بالامي برد و مردم را متوجه مسووليت شان در قبال چنين بحراني نمي كند و از طرفي اين سوال را مطرح مي كند كه آيا درست است براي حل مقطعي اين مشكل دولت به طرح هايي رو بياورد كه ضد محيط زيست است و هيچ گونه مسووليت پذيري نسبت به آينده در آن ديده نمي شود؟از طرف ديگر ما شاهد رفتارهاي متناقض در نهادهاي دولتي هستيم. به عنوان مثال شهرداري تهران هر روز فضاهاي سبز را افزايش مي دهد اما در آبياري اين فضاهاي سبز شاهد اسراف آب هستيم و بارها اين صحنه را ديده ايم، آبي كه براي آبياري فضاهاي سبز حاشيه اتوبان هاست در اتوبان رها شده و هدر مي رود. اينجاست كه مردم به خود مي گويند بحران آب آنقدر هم جدي نيست. متاسفانه دولت نتوانسته اين بحران را تبديل به يك مساله اجتماعي كند. زماني كه دولت خودش را متولي همه چيز مي داند طبيعي است كه ميزان احساس مسووليت مردم در قبال زندگي شان روز به روز كمتر شود. مساله آب فقط يكي از آنهاست، مسائل زيادي وجود دارد كه جامعه را تهديد مي كند، مثل آسيب هاي اجتماعي، بيكاري و حتي اعتياد. اما جامعه و مردم ما فقط دولت را مسوول مي دانند و هرگونه مسووليتي را از گردن خودشان سلب مي كنند و روز به روز نسبت به اين مشكلات بي تفاوت تر مي شوند. همه اينها نتيجه مدت ها متولي گري دولت و حكومت و كمتر شدن نقش مردم در جامعه و زندگي شان است. متاسفانه امروز در جامعه ما نقش مردم فقط به خانواده ختم شده و هيچ گونه مسووليت اجتماعي براي مردم وجود ندارد و اينها ناشي از اين است كه دولت و حاكميت مردم را در بسياري از مسائل محرم نمي داند. دنياي توسعه يافته دنيايي است كه در آن مردم را در امور خودشان مشاركت مي دهند و آنها را دعوت مي كنند تا وارد فعاليت هاي جمعي و اجتماعي شوند و در مسائل مختلف اجتماعي ايفاي نقش كنند. متاسفانه در كشور نه تنها چنين دغدغه يي براي حاكميت وجود ندارد حتي در جاهايي جلوي اين تحرك و احساس مسووليت گرفته شده است و به همين دليل امروز با چنين مشكلي رو به رو هستيم و مردم نسبت به چنين بحران مهم و جدي بي تفاوت هستند. ريشه اصلي اين بي تفاوتي و عدم احساس مسووليت اين است كه دولت و حكومت ما زمينه هاي همكاري هاي جمعي را در ارتباط با مشكلات مردم فراهم نكرده و حتي در مقاطعي جلوي آن را گرفته، بنابراين امروز هرچه فرياد مي زند كه با بحران كم آبي رو به رو است گوش هيچ كس بدهكار نيست.

روزنامه اعتماد، شماره 3067 به تاريخ 2/7/93، صفحه 16 (صفحه آخر)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3032205

دیدگاهتان را بنویسید