برخی تنگناهاي اجتماعي كه باعث عدم حضور فعالانه در عرصه اجتماعي و در غالب نهادهاي مدني است باعث ميشود افراد راههاي جايگزين ارتباطي را دنبال كنند كمبود فعاليتهاي حرفهاي، شغلي، انجمنهاي مردم نهاد و نارساییهای عرصه عمومي، علت اصلي است و نه شبكههاي اجتماعي. اين شبكهها در نبود عرصه هاي واقعي اهميت بیشتر مييابند.
روزنامه آرمان: چهارشنبه 20 خرداد 94
در حالي كه معاون زنان رئيسجمهوري، رسانههاي نوين را تهديدي براي اجتماع و خانوادهها تلقي ميكند بايد گفت ارتباط در هيچ حالتي بد نيست به شرطي كه افراد به همان نسبتي كه در فضاي مجازي فعالند و با ديگران غيرواقعي در ارتباطند در فضاي واقعي هم با اطرافيان خود طيف ارتباطي وسيعي داشته باشند. تعاملات و ارتباطات در فضاي مجازي در واقع ميتواند مكمل ارتباطات واقعي و بيروني فرد باشد. به عبارت ديگر، ارتباط فرد در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي در صورتي كه بر ارتباطي واقعي و حقيقي در دنياي واقعي مبتني باشد نه تنها بد نيست بلكه باعث بهبود سرعت ارتباط و كيفيت آن ميشود. در جامعهاي كه عرصه فعاليتهاي اجتماعي و مدني محدود باشد و صرفا به خانواده به عنوان حلقه ارتباطي فرد و جامعه توجه شود، در نبود ارتباط واقعي، فرد به ارتباطات غير واقعي در فضاي مجازي رو ميآورد. خلا ارتباط در فضاي واقعي با بودن در فضاي مجازي پر نميشود و اين باعث ميشود اين شكل از ارتباط بر روابط خانوادگي هم تاثير بگذارد. امروز مشكل اصلي همزمان با ورود رسانههاي نوين اين است كه فضاي مجازي، در حال حاضر به اندازهاي اهميت پيدا كرده كه عرصه تعاملات اجتماعي در بيرون از فضاي مجازي و سطح جامعه را محدود كرده و اين تهديد كننده است. با وجود اين، نميتوان گفت راهكار اين است كه ما بخواهيم فضاي مجازي را محدود كنيم و جلوی استفاده افراد را از اين تكنولوژي بگيريم. به عبارت ديگر، نبايد به اصطلاح همه كاسه، كوزهها را سر فضاي مجازي بشكنيم بلكه بايد دنبال عامل اصلي باشيم. خلا اصلي در اين ميان ورود فضاي مجازي به كشور نيست زيرا اينترنت و تكنولوژي جهاني به موازات عصر ارتباطات وارد همه كشورها شد و هر دولتي به تناسب شرايط و ظرفيتهاي اجتماعي خود از آن بهره برد. خلا اصلي در اين ميان نبود ارتباطات واقعي و تعاملات اجتماعي در جامعه و ميان افرادي است كه براي زندگي اجتماعي به اين تعاملات نياز دارند. پویایی نهادهاي مدني و عرصه عمومي باعث ميشود، مردم و به ويژه جوانان به راههاي غير واقعي و پنهاني ارتباط اجتماعي روی نیاورند. در جامعه فعلي ما ارتباطات اجتماعي چه در بعد ميان فردي و چه بين دولت و مردم باید پویاتر باشد در غیر این صورت افراد سعي ميكنند با رجوع به شبكههاي اجتماعي و در غالب رسانههاي نوين اين خلا را جبران كنند. بنابراين عملا نبايد فضاي مجازي را علت برخي مشكلات دانست بلكه نبود شبكههاي اجتماعي واقعي علت اين مشكلات است كه در اين شكل خودش را نشان ميدهد. به عبارت ديگر، اگر اين رسانهها اختراع يا وارد كشور نميشدند هم، نبود ارتباطات واقعي بين افراد اين مشكلات را خواه ناخواه ايجاد ميكرد. از سوي ديگر، بايد گفت گرايش افراد به رسانهها كمتر از فضاي مجازي شده است، برخی جوانان ترجيح ميدهند كه به جای مطالعه روزنامهها به سمت فضاهاي مجازي گرايش بيشتري پيدا كنند زيرا زماني كه فرد روزنامه ميخواند و تلويزيون تماشا ميكند فقط مخاطب است و نميتواند تعامل داشته باشد. اما در شبكههاي اجتماعي و فضاهاي مجازي افراد رابطهاي تعاملي دارند كه اين رابطه تعاملي به سمت دنياي مدرن است و ضرورت دارد كه در اختيار همگان قرار گيرد. در سالهاي بسيار دور، افراد همديگر را ميشناختند و ميانشان گفت و گو رد و بدل ميشد و در كنار هم زندگي ميكردند و با هم تعامل داشتند اما، امروزه چنين روابطي کمتر وجود دارد بنابراين افراد مجبورند به فضاهاي مجازي رو بياورند و از اين طريق با يكديگر تعامل داشته باشند. از سوي ديگر، نبض اين نوع رسانهها و فضاهاي مجازي ديگر در اختيار دولت يا بنگاههاي اطلاعرساني نيست بلكه در اختيار تمامي افراد است و از اين رو آنها هم احساس بهتري دارند. در حقيقت افراد در اين شبكهها قرار ميگيرند و با هم تعامل دارند و به هم خبررساني ميكنند و گاهي اوقات حتي اهميت و فعال بودنشان از رسانههاي قبلي بيشتر است و از سوي ديگر بيطرف بودنشان اين شبكهها را بسيار جذاب ميكند. بارها شاهد بوده ايم جوانان و مردم از فرصتي كه به آنها براي حضور اجتماعي و ارتباطات داده شده استقبال كرده و از آن براي پركردن خلا ارتباطات اجتماعي استفاده ميكنند و اين يعني افراد مايلند بيشتر از شبكههاي مجازي در شبكههاي اجتماعي واقعي حضور داشته باشند اما، به محض اينكه اين فضا تنگ ميشود و عرصه براي حضور در نهادهاي اجتماعي کم میشود، فضاي مجازي حضور پررنگتري يافته و بر ارتباطات افراد سايه مياندازد. براي ريشهيابي مساله بايد گفت برخی تنگناهاي اجتماعي كه باعث عدم حضور فعالانه در عرصه اجتماعي و در غالب نهادهاي مدني است باعث ميشود افراد راههاي جايگزين ارتباطي را دنبال كنند و اين هم يكي از آن راههاست. كمبود فعاليتهاي حرفهاي، شغلي، کمبود انجمنهاي مردم نهاد و برخی نارساییهای عرصه عمومي كه مردم در آن نتوانند به خوبي با هم ارتباط برقرار كنند، علت اصلي كمرنگ شدن روابط خانوادگي و بين فردي است و نه شبكههاي اجتماعي زيرا، اين شبكهها در نبود عرصه هاي واقعي اهميت مييابند.
لینک خبر : http://armandaily.ir/?News_Id=117258