هرچه جلوتر ميآييم به جاي اينكه حساسيتهاي جنسيتي را كمتر كنيم، آنها را بيشتر كردهايم. مثلا بحث تفكيك جنسيتي در دانشگاهها را مطرح كردهايم. آنوقت شما انتظار داريد دستاندركاران، آن منع قبلي را زير پا بگذارند.
روزنامه قانون: سه شنبه 19/12/93
بار ديگر مسئله حضور زنان در ورزشگاهها به نقل محافل مختلف بدل شده است. گرچه اين مسئله چون آتش زير خاكستر است كه بارها گر ميگيرد و مسئولان آن را خاموش ميكنند و حتي وزير ورزش و جوانان و همينطور معاون فرهنگي رئيس جمهور هم درباره اين قضيه اظهارنظر كرده و وعده بررسي دادهاند. اما زنان ميدانند اين «درحال بررسيها» زياد در تاريخ زندگيشان تكرار شده و به جايي نرسيده. دلايلي كه براي حضور نداشتن خانمها در ورزشگاهها مطرح ميشود، دلايل دمدستي است كه انصافا چندان قابل قبول نيست. گروه جامعه «قانون» در گفت وگو با سعيد معيد فر به بررسي جامعه شناختي آثار حضور زنان در ورزشگاهها پرداخته است كه در ادامه مي خوانيد:
از منظر اجتماعي و جامعه شناسي حضور زنان در ورزشگاهها چه اتفاقي را به دنبال دارد كه اينقدر با اين حضور مخالفت ميشود؟
معمولا در ورزشگاهها فضاي خاصي شكل ميگيرد؛ افراد ممكن است به خاطر مسابقه به هيجان بيايند و اين هيجانات توأم شود با اتفاقاتي. گاهي طرفداران يك تيم با تيم مقابل درگير ميشوند و ممكن است بين آنها بحثهايي درگيرد كه بسيار متفاوت است با بحثهايي كه در جايي مثل كلاس درس، دانشگاه يا يك اداره شكل ميگيرد؛ جاهايي كه به نوعي داراي فضاي جدي هستند. به دليل اين شرايط ويژه، نگرانياي براي مسئولان به وجود آمده كه اين نگراني مانع حضور زنان همزمان با مردان در استاديومها ميشود.
ولي اين درگيريهايي كه شما از آن حرف ميزنيد ممكن است سالي يك بار رخ دهد…
من استدلالي را كه ممكن است وجود داشته باشد، گفتم. خودم اينطور فكر نميكنم!
خودتان به عنوان يك جامعه شناس چطور درباره اين قضيه فكر ميكنيد؟ يعني معايب و محاسن حضور زنان در ورزشگاه ها چيست؟
امروزه زندگي در جامعه مدرن اقتضائات خودش را دارد. ما نميتوانيم بگوييم فقط اتومبيل داشته باشيم يا فقط شهرهاي بزرگ، خانههاي جديد و آخرين فناوريهاي جديد را داشته باشيم. مجموعه همه اين پيشرفتها، همآوايي دارد با تغييري در برخي ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي. متاسفانه درك موجود در سياستگذاران اين است كه ما ميتوانيم همه اين نمودهاي مدرن را داشته باشيم اما همه ساختارهاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و حتي سياسيمان مثل قديم باشد؛ اين تصور كاملا اشتباه است. نميخواهم بگويم در ساختارهايمان مثل كشورهاي توسعهيافته شويم، ولي به هرحال بايد يك نوع سنخيت بين اين نوع زندگي با اين ابزارها و اين امكانات و فناوري با ساختارهاي فرهنگي و اجتماعيمان وجود داشته باشد؛ وگرنه آب در هاون كوبيدن است. نميشود در دنياي مدرن زيست و مثل قرنها پيش فكر كرد. نميشود همان انتظاري را از زن داشته باشيم كه دويست سال پيش داشتهايم. انتظارات تغيير كرده و نشانههايش هم مشخص است. امروزه كمتر زني را ميبينيد كه خواستار همان نقشهاي سنتي خودش باشد. امروز آنها طالب تحرك اجتماعي و تحصيل هستند، طالب حضور در عرصههاي زندگي اجتماعي و به هيچوجه نميخواهند به همان نقشهاي قديمي محكوم باشند. ولي اين خواست عمومي در تقابل است با خواست بسياري از سياستمداران كه همچنان روي همان انديشههاي قديمي خودشان پافشاري ميكنند.
اصلا اين چنين تفكر درست است؟ يعني ميشود مثال نقضي آورد كه بگوييم آن طور فكر كردن، غلط است؟
بله، حداقلش اين است كه ممكن است همه مسابقات ما اين حالت را نداشته باشند. در مسابقات فوتبال شايد چنين اتفاقي بيفتد ولي در مسابقات تنيس، واليبال، بسكتبال و اينها نيفتد. تيپ آدمهايي هم كه وارد اين مسابقات ميشوند خيلي مهم است. اين دست مسابقات، مسابقات كلاس بالايي هستند. در اينجور مسابقات، افرادي حاضر ميشوند كه كمتر ممكن است وارد مواجهههاي غيراخلاقي – از نظر مسئولان- شوند. اما در بعضي مسابقات مثل فوتبال، تيپ افرادي كه حاضر ميشوند متفاوت است و شايد آن اتفاقي كه آقايان فكر ميكنند احتمال بيشتري براي رخ دادن داشته باشد. اما ما آمدهايم در حالت كلي همه مسابقات را تفكيك جنسيتي كردهايم كه اين محل اشكال است. ما هرچه جلوتر ميآييم به جاي اينكه حساسيتهاي جنسيتي را كمتر كنيم، آنها را بيشتر كردهايم. مثلا بحث تفكيك جنسيتي در دانشگاهها را مطرح كردهايم. آنوقت شما انتظار داريد دستاندركاران، آن منع قبلي را زير پا بگذارند. قاعدتا ما الان هم اگر بخواهيم كاري انجام دهيم به نظر من اول بايد درباره دانشگاههايمان يك موضع جدي داشته باشيم چون تفكيك جنسيتي در دانشگاهها كارخوبي نيست.
بعضيها معتقدند اگر جنس لطيف وارد ورزشگاهها شود، خشونت كمتر ميشود. ميخواهم بدانم اثرات روحي و رواني حضور زنان در ورزشگاه چطور است؟
من هم با شما هم عقيده هستم. وقتي دو جنس با هم حضور داشته باشند فضا تلطيف ميشود و خودش هم باعث كاهش زمينههاي خشونتبار خواهد شد و از طرفي باعث تعديل بعضي از اتفاقاتي كه ممكن است به هرشكلي رخ دهد. اگر الان بخواهيم اين فضا را باز كنيم، ممكن است روزهاي اول با مشكلات و حتي حادثه روبهرو شويم كه اينهم بيشتر به خاطر تفكيكي بوده كه قبلا اعمال ميشده. اما طبيعي است كه بعد از مدتي يك فرآيند عاديسازي رخ ميدهد. حداقل ما در مراحل اوليه ميتوانيم در برخي از مسابقات اين كار را انجام دهيم و به تدريج يك نوع فرآيند عاديسازي در اين مسابقات انجام دهيم. اين چيزي است كه به ذهن من ميرسد و ممكن است آقايان مسئول چنين پيشنهادي را برنتابند!
اما در خارج از كشور خانمها و آقايان در كنار هم در ورزشگاه حاضر ميشوند و وقتي صحنههاي اين حضور را ميبينيم نه هيچ ترسي در خانمها ديده ميشود و نه بيمبالاتي اي در آقايان. آنجا چه اتفاقي ميافتد كه صلح برقرار است و كسي، ديگري را آزار نميدهد، كما اينكه در خبرها زياد ميبينيم كه خشونت در ورزشگاههايشان وجود دارد؟
ما نميتوانيم اين دو جامعه را با هم مقايسه كنيم؛ جامعهاي كه تجربه زيست مشترك دو جنس در كنار هم را تجربه كرده و فرآيند عاديسازي انجام شده، با جامعهاي كه هر روز تلاش بيشتري ميكند براي اينكه عرصههاي مشترك را كمتر كند و تقريبا عرصههاي تك جنسيتي ايجاد كنند! مسلما تجربه سالهاي سال اجراي اين نوع سياستها باعث ميشود اگر بخواهيم به يكباره اين سياست را تغيير دهيم تبعات اوليهاي داشته باشيم. ولي اين اتفاق بايد امري تدريجي باشد. برخي از سياستمداران اساسا شايد به خاطر نوع نگاهشان، حضور زنان را در جامعه درست ندانند. شايد معتقد باشند هرچه قدر زنان حضور بيشتري در جامعه داشته باشند حضورشان در خانه كمرنگتر ميشود و نهايتا از نظر آنها، مسئله خانواده و فرزندآوري به تعويق بيفتد. يك ذهنيتي كه مانع از حضور بيشتر زنان در جامعه ميشود اين است كه هرچه حضور زنان بيشتر باشد، نقشهاي سنتي آنها كمكم كمرنگ ميشود و با كمرنگ شدن آن نقشها، اساسا آن ارزشهاي موردنظر آقايان از بين خواهد رفت. در ذهن آقايان اين است كه ارزشهاي ديني، اجتماعي، ملي در زماني استمرار خواهد داشت كه «در» بر همان پاشنه قبلي بچرخد. يعني همچنان زن؛ نقشهاي خانوادگي داشته باشد و مرد نقشهاي برون خانوادگي.
http://ghanoondaily.ir/News/45296/