دکتر سعید معیدفر، جامعه شناس، معتقد است که مردم با رد درخواست دولت و روشنفکران مبنی بر انصراف از یارانهها این پیام را دادند که از دعواهای سیاسی خسته شدهاند و از همه میخواهند که به فکر منافع ملی باشند تا در این صورت اعتمادشان جلب شود و آنها نیز از منافع شخصی خود به سود منافع ملی بگذرند.
مشروح این گفتوگو را بخوانید:سعید معیدفر
- برخیها معتقدند که عدم انصراف اکثریت مردم از یارانهها حکایت از عدم وجود اعتماد بین دولت و ملت دارد. نظر شما در این باره چیست؟
مسلما نشان از عدم وجود اعتماد بین ملت و این دولت ندارد. چون اساسا مدت زیادی از عمر دولت یازدهم نمیگذرد. به همین دلیل اصلا فرصت نکرده در عرصههای داخلی بسیاری از مشکلاتی که حاصل عملکرد دولتهای گذشته است را حل کند. بنابراین اگر ما بخواهیم این قضیه را براساس فاکتور اعتماد تحلیل کنیم این مشکل اعتماد به دولت روحانی برنمیگردد بلکه مشکل، اعتماد مردم به دولتهایی بوده که بیشتر با آمارسازیهای غلط و با دادن وعدههای بیجا و در مقابلش پدید آوردن فسادها و ریخت و پاشها اعتماد مردم را سلب کردهاند.
اگر دو سه سال از عمر دولت آقای روحانی گذشته بود میشد واکنش مردم را واکنش به دولت روحانی دانست ولی ازآنجا که عنصر اعتماد نیازمند زمان است و برای شکلگیری و همچنین از بین رفتن آن وقت لازم است به نظر نمیرسد که این فرصت کوتاهی که از روی کارآمدن دولت آقای روحانی میگذرد مجالی برای از دست دادن یا حتی ایجاد اعتماد در بین مردم ایجاد کرده باشد.
- عملکرد دولت روحانی در همین مدت کوتاه چه تاثیری در نظر مردم گذاشته است؟
در حال حاضر جامعه ما هنوز نسبت به دولت آقای روحانی سرگردان است. یعنی نمیداند آیا این دولت در عمل به وعدههایش موفق خواهد بود یا نه. وضعیت فعلی جامعه در مقابل دولت فعلی یک وضعیت بلاتکلیف است. حال واکنش مردم به ثبت نام دوباره یارانهها واکنش به سوءمدیریتها و دروغپردازیهایی است که مربوط به دولتهای پیشین بوده و نمیتوان به حساب دولت جدید گذاشت.
- آیا دولت فعلی در قضیه یارانهها عملکرد درستی داشت؟ درباره نحوه تبلیغات و برخی هشدار دادنها یا در نظرگرفتن بستههای تشویقی عرض میکنم.
اشتباه دولت فعلی در ارزیابی عملکرد مردم بود. دولت تصور کرده با یک انتخابات در سال گذشته عملا مردم زیر و رو شدهاند و یک وضعیت مخدوش و نامطلوب تبدیل شده به یک وضعیت گل و بلبل و خوب. اما در انتخابات سال ۹۲ فرصت و مجالی برای حضور گسترده مردم فراهم نشده بود و همهچیز در روزهای آخر رقم خورد و فضای جامعه قبل از انتخابات یک فضای نیمه جان و راکد بود. به همین دلیل نتیجه انتخابات حاصل تصمیمات فردی بود تا یک نوع حرکت اجتماعی که پشتوانهاش اعتماد اجتماعی باشد. دولت چون در قضیه یارانهها در ارزیابی عملکرد مردم اشتباه کرد سعی داشت با تبلیغات آن هم از طریق رسانهیی که اما و اگرهای زیادی دارد به همه نشان دهد که انصراف یا ثبت نام یک نوع رفراندوم است نسبت به دولت. از این رو توقع دولت از مردم کاملا بیجا بود. چون سالها بود که اعتماد مردم تضعیف شده بود و نمیشد از آنها انتظاری جز این واکنش را داشت. وقتی منافع ملی به حاشیه میرود و منافع جناحی و رقابتی ارجحیت پیدا میکند چگونه میتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم که منافع ملی را بر منافع شخصی و فردی خودشان ترجیح دهند. مردم رفتاری متناسب با موقعیت انجام دادند و دولت باید به اشتباه خودش پی ببرد. دولت باید همچنان تلاش کند اعتمادی را که دولتهای پیشین از مردم سلب کردند را احیا کند.
- دولتی با پشتوانه ۱۸ میلیون رای چگونه میتواند اعتماد مردم را بازگرداند؟
کار سختی است. درست است که بخشی از جامعه به این دولت «آری» گفتند اما همین جمعیت و هم آنهایی که به دولت رای ندادند منتظرند ببیند عملکرد دولت در عرصه داخلی چگونه میشود. دولت هم باید بداند که تکیه صرفش به عرصه بینالملل نمیتواند تمام مشکلاتش را حل کند. باید به قولها و وعدههایش در عرصه داخلی هم عمل کند تا مردم احساس کنند که اگرچه دولت نمیتواند همه مشکلات را حل کند اما اراده جدی برای حل مسائل داخلی دارد. این اشتباه است اگر دولت فکر کند با حل مشکلات بینالمللی، مشکلات داخلی هم حل میشود. دولت باید به قولهایش به مردم عمل کند وگرنه در نظر مردم تبدیل به دولتهای دیگری میشود که قول میدهند اما عمل نمیکنند. در این صورت همین اندک اعتماد هم از بین میرود.
- همین عدم انصراف ، خودش درسی بود که کار زیادی مانده تا جلب اعتماد. آیا این پیام شنیده شد؟
پیام این بود که همه باید به منافع ملی فکر کنند. اگر مردم دیدند سیاسیون به منافع ملی فکر میکنند آنها نیز منافع ملی را به منافع شخصی خود ترجیح میدهند. مثلا این دعواهای سیاسی باید کم شود. درهر صورت باید به دولت مجال داد و اگر گروهی به خاطر مسائل سیاسی جلوی این دولت بایستد آن چیزی که لطمه میخورد منافع ملی است. در این صورت همه ضرر خواهند کرد. این یک پیام جدی بود از سوی مردم.
- روشنفکران نیز تلاش زیادی کردند برای ترغیب مردم به انصراف از یارانهها. اما چرا صدای آنها نیز توسط مردم شنیده نشد؟
ما سالهاست که داریم با تبلیغاتمان روشنفکران، نخبگان و اندیشمندانمان را بیاعتبار میکنیم. مثلا بعضی از رسانهها سعی میکنند بعضی از دانشگاهیان و روشنفکران را به عنوان عوامل بیگانه و افراد بیخاصیت جلوه دهند. نتیجه تخریب یا بیاعتبار کردن نخبگان وضعیت امروز است. اعتبار نخبگان چنان زایل شده که دیگر نمیتوان از آنها برای تهییج مردم استفاده کرد. دیگر در جامعه کسی باقی نمانده که حرفش خریدار داشته باشد. از طرف دیگر نخبگان هم باید ارزیابی درستی از وضعیت داشته باشند. نخبگان باید بدانند اگر پیامشان متناسب با موقعیت نباشد تاثیری نخواهد گذاشت و حتی بزرگترین آدمهای جامعه هم اگر بخواهند برخلاف خواست مردم حرکت کنند مردم درخواستشان را با احترام رد میکنند. در این قضیه هم شاید ایجاد کمپینی برای انصراف از یارانه از سوی برخی از نخبگان جامعه کار درستی نبود.
شهروندان: تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳
http://www.shahrwandan.ir/news/74830