برای حفظ محیط زیست به سنت نیاکانمان برگردیم

یادداشت3

نیاکان ما برای بقای خودشان و نگرانی هایی که برای بقا از محیط زیست داشتند و باز نگرانی هایی که از آسیب های محیط زیستی و آسیب هایی که آنها را تهدید می کند داشتند باعث می شد آنها بتوانند یک رابطه انسانی با محیط زیست برقرار کنند.

خبرآنلاین: شنبه ۲۳/۳/۹۴

وبلاگ > معیدفر، سعید – نیاکان ما برای بقای خودشان و نگرانی هایی که برای بقا از محیط زیست داشتند و باز نگرانی هایی که از آسیب های محیط زیستی و آسیب هایی که آنها را تهدید می کند داشتند باعث می شد آنها بتوانند یک رابطه انسانی با محیط زیست برقرار کنند.

در واقع آنها حس می کردند که چگونه ممکن است یکدفعه محصول آنها با خشکسالی از بین رود و یا حس می کردند اگر با جنگل ارتباط درستی نداشته باشند یا اگر با حیوانات یا گیاهان رابطه درستی نداشته باشند نهایتا به گونه ای دودش به چشم خودشان می رود. بنابراین برای حل مساله، نگاه انسانی به محیط زیست پیدا کرده بودند به شکلی که می گفتند فلان درخت نماینده روح فلان کس است یا فلان تپه روح شخص دیگری است و نهایتا برای حتی حیوانات نسبت انسانی برقرار کرده بودند. این موضوع گاهی اوقات برای امروزی ها با این تصور همراه بود که نیاکان ما خرافی بودند چرا که اعتقاد به روح برای اجسام داشتند. نهایتا وقتی دقیق شویم متوجه می شویم که آنها قطعا می دانستند که ممکن است روح نیاکانشان نباشد اما برای حفظ محیط زیست، برای اینکه کسی به راحتی درخت قطع نکند و رودخانه را آلوده نکند تا بر اثر آن آلودگی دودش به چشم خودشان برود. برای اینکه حیوان را در چرخه زیستی که با موجودیت خود آنها پیوند برقرار می کرد از بین نبرند. برای حفظ آنها به آدم ها یک نوع بیدار باش می دانند، به کودکان به بزرگترها به هر کس که آن پیام را می شنید یک هشدارباش می دادند که اگر درخت را قطع کنی، رودخانه را آلوده کنی عملا به نیاکان خود ضربه وارد می کنی. تو میراث تاریخی خود را منهدم می کنی. معنی زیبایی در این نهفته بود به این صورت که به این وسیله چشمه ها را حفظ کنند، آب ها را آلوده نکنند، گیاهان را به راحتی حفظ کنند و در واقع پستی ها و بلندی ها را دچار ضایعه نکنند. بنابر این محیط زیست هم با آنها مهربان بود.

حالا بشر امروز چه کرده؟ بشر امروز فکر کرده علم دارد، قدرت دارد پس هر کاری و هر نوع مداخله ای بخواهد می تواند انجام دهد. نتیجتا هر جا دلش خواسته راه زده، هر جا دلش خواسته گیاهان را قطع کرده یا انواع دیگر مداخله ها، مداخله در آب ها، آلوده کردن آب ها، هوا و محیط زیست. انسان امروز چون فکر کرده قدرت دارد، هر کاری دلش بخواهد می تواند انجام دهد، فکر کرده می تواند چاه عمیق زده و آب را از عمیق ترین جای زمین بیرون بکشد. بنابراین دغدغه آب و دغدغه محیط زیست ندارد. خب این بی دغدغه شدن و بی حرمتی کردن نسبت به محیط زیست که داشتند و پیدا کرده اند باعث شده انسان مدرن گرفتار همین محیط زیستی که در واقع آن را نادیده گرفته است شود و این همه مصیبت به وجود بیاید. بنابر این بی احترامی به محیط زیست باعث شده آب های ما آلوده شود، هوای ما آلوده شود، رودخانه‌ها و تالابها و دریاچه‌ها یکی پس از دیگری خشک شوند، جنگل ها رو به نابودی بروند، پوشش های گیاهی از بین بروند و هزاران گرفتاری دیگر. یک نمونه در تهران شاهد بودم که دو سال پیش با مجوز شهرداری در عرض یک شب یک باغ را قلع و قمع کردند و نهایتا امروز تا توانستند ساختمان ساختند. به راحتی فرض می کنیم که جاده باید کشیده شود احساس نمی کنیم که اگر تغییری در این موضوع دهیم می توانیم از قطع ده ها درختی که می تواند برای جامعه مثمر شود جلوگیری کنیم. این غرور ما باعث شده که محیط زیست کم کم به سمت نابودی و اضمحلال رود. داریم می بینیم که چگونه این سرزمین خشک می شود توفان های خاک و شن و ماسه را می بینیم برای اینکه قدرت داریم آب ها را از چاه ها بیرون می کشیم، پشت سر هم مجوز چاه های عمیق می دهیم برای همین سطح آب ها کاهش پیدا می کند و پوشش های گیاهی نابود می شود. پوشش های گیاهی نابود شود محیط زیست ما نابود می شود، دریاچه ارومیه، زاینده رود و غیره در حال خشک شدن است. برای اینکه دوباره بتوانیم محیط زیست را احیا کنیم باید برگردیم سنت نیاکان را پاس بداریم. آنها این سنت را به راحتی به دست نیاورده بودند نگاه انسانی به محیط زیست دستاوردی بود که نیاکان به ما دادند اما ما آن را نابود کردیم. در واقع فکر کردیم که ما بهتر از آنها می فهمیم در صورتی که به نظر می رسد آنها بهتر از ما می فهمیدند. توصیه من این است که دوباه برگردیم و به محیط زیست به عنوان یک ابزار نگاه نکنیم بلکه محیط زیست را جزیی اجتناب ناپذیر از حیات خودمان بدانیم و به راحتی هر کاری که می خواهیم با آن انجام ندهیم.

http://khabaronline.ir/(X(1)S(a2zonrjwexe4q5ohzeyebict))/detail/425455/weblog/moeidfar

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)