بگم بگم‌ها ابزاری برای فسادهای بیشتر شد.

گفتگو

به نظرم در آن دوره بگم بگم‌ها ابزاری برای فسادهای بیشتر شد؛ یعنی کسی سراغ آنها نرود و خودشان مشغول فساد شدند. این فضای کاذب را ایجاد کردند و پشت آن پرونده‌های هزار هزار میلیاردی شکل گرفت.

جهت‌گیریهای مبتنی بر تخصص، راه مبارزه اصولی با فساد است

 

آقای دکتر همان طور که مطلع هسـتید این روزها مساله‌ای که بیش از دیگر مسائل در رسانه‌ها به چشـم می‌آید، پرونده‌های متعددی است که با موضوع فساد و با ارقام حیـرت‌آور انعـکاس می‌یابند. تـا همین چند سـال قبل چنین موضوعاتی بسیار به ندرت بازتاب عام می‌یافـت، در مقابل امروز علنی شدن این پرونده‌ها به اتفاقی روزمره تبدیل شده، نظر شما پیرامون این اتفاق چیست؟

ببینید، در جامعه امروز تلاش برای ممانعت از انتشار اطلاعات راه به جایی نمی‌برد. یک زمانی این طور بود که هر کسی هر کاری انجام می‌داد، رو نمی‌شد. چون یا رسانه‌ای در کار نبود یا محدود بودند، پس این امکان وجود داشت که خیلی از مسائل را دور از دسترس و آگاهی مردم قرار داد. امروز اما با انفجار اطلاعات و راه‌های دسترسی به آن چه به شکل واقعی و چه در عالم مجازی، شرایطی فراهم شده که ممکن است بشود برای مدت کوتاهی نگذاریم خبری درز کند، اما یک زمانی این اطلاعات نشت می‌کند و وقتی این اتفاق افتاد عواقب آن جلوگیری اولیه بسیار سخت‌تر و شدید‌تر خواهد شد.

 

 این عواقب که شما از آن صحبت می‌کنید چه هستند؟

منظورم عواقب عدم انتشار است، چون شما مدتی جامعه را در بی‌خبری نگاه می‌دارید، بعد به یکباره وقایعی که پشت سر یکدیگر در دوره زمانی متوالی صورت گرفته، همه یکجا تخلیه می‌شود. در جامعه‌هایی مانند ما ۸سال تقریبا همه چیز در خفا بود …

 

  شـاید ایـن چنـدان درسـت نباشـد. خاطرتان هست که بنای این افشاگری‌ها اتفاقا از همان دوره گذاشته شد .

نخیر، آنها حرفش را می‌زدند. آقایان همیشه برای ترساندن رقبای‌شان بگم بگم می‌گفتند، اما چیزی هم نمی‌گفتند، چون می‌خواستند آن را به عنوان یک برگ برنده پیش خود نگه دارند و رقیب را به اصطلاح آچمز کنند .

به نظرم در آن دوره بگم بگم‌ها ابزاری برای فسادهای بیشتر شد؛ یعنی کسی سراغ آنها نرود و خودشان مشغول فساد شدند. این فضای کاذب را ایجاد کردند و پشت آن پرونده‌های هزار هزار میلیاردی شکل گرفت. البته اواخر آن دوره پرونده ۳ هزار میلیاردی از دستشان در رفت و رو شد .

 

 آن را هم که مخالفان دولت رو کردند .

بله و بعد از آن صحبت از پرونده‌های دیگر شد. تصمیم گرفتند کسی در جریان قرار نگیرد تا اعتماد اجتماعی بیش از این لطمه نخورد، اما اگر اجازه می‌دادند رسانه‌ها و افکار عمومی در هر پرونده کوچک فساد مداخله می‌کردند، همین می‌توانست به عنوان عاملی بازدارنده برای جلوگیری از فسادهای گسترده‌تر باشد. وقتی جلوی رسانه‌ها گرفته شد تا آن موارد اندک را برملا نکنند و کسی را زیر سوال نبرند، مفسدان هم در این فضای بسته و بی‌خبری هر کاری دلشان خواست کردند. پس آن بازدارندگی که رسانه می‌توانست داشته باشد، از کار افتاد. مثل میدان مین که وقتی خنثی شد، دشمن به راحتی پیشروی می‌کند. رسانه‌ها مانند میدان مین عمل می‌کنند تا راحت نشود نفوذ، فساد و اختلاس کرد. حالا چه باید کرد؟ اگر جلوی افشای فسادهای گذشته را بگیریم، فرصت‌هایی برای فساد بیشتر به وجود می‌آید. اما هنگامی که یک نظارت عمومی از طریق مطبوعات و افکار عمومی وجود داشته باشد سخت بتوان کسی را خرید. از طرف دیگر اگر همه پرونده‌ها هم رو شوند، جامعه آن میزان اعتمادی را هم که دارد از دست خواهد داد.

 

  یک اتفـاق دیگـری که ممکن اسـت بیفتد این اسـت که آن حساسـیتی که مـردم مثلا در مواجهه بـا پرونده ۳ هزار میلیاردی داشـتند، خیلـی بیش از آن پرونده‌های اخیری اسـت که با رقم‌های عجیب چنـد ۱۰هزار میلیاردی منتشـر می‌شـود. فکر می‌کنم جامعـه هم دچار نوعـی کرختـی و بی‌تفاوتـی اجتماعی شده و حساسـیتی که خودش می‌تواند به عنوان بازدارنده عمل کند، به صورت قبل دیگر وجود ندارد.

بله وقتی افکار عمومی می‌شنود که خیلی راحت با رقم  ۳هزار میلیارد فسادی واقع شده ،ارقام بعدی ۱۰ هزار و ۹۴هزار، شماره انداز آنها را هم برهم می‌زند. قبلا برای همین مردم شاید رقم صد میلیارد قابل فهم بود اما ۳ هزار و بالا‌تر را نمی‌فهمند .

 من درکی از این رقمها ندارم. فقط وقتی شنیدم که گویا این پرونده آخر یک هشتم بودجه کل کشـور اسـت، کمی فهم ابعاد قضیه برایم ملموستر شد .

انتشار هرروزه این رقمها اعتماد جامعه را از بنیان خواهد کند و نکته دوم این است که به قول شما به تدریج افراد نسبت به این پرونده و ارقام آنها به جای آنکه برانگیخته شده و عکس‌العمل نشان دهند، بی‌حس می‌شوند .

این اتفاق درست مثل امروز جامعه ماست .جامعه‌ای که با آلودگی‌ها و آسیب‌های قابل توجهی مواجه است، اما هیچ کس واکنشی از خود نشان نمی‌دهد. برای هر جامعه‌ای ابتلا به تعداد کمی از این وقایعی که در ایران  می‌گذرد، می‌تواند توجه آن جامعه را به واکنش نسبت به آن مساله جلب کند، اما چون ما نگذاشته ایم این جامعه به تدریج حساسیت‌های خودش را در مقابل آسیب‌ها، مسائل اجتماعی و مفاسد بروز بدهد، الان کلا از حساسیت افتاده است .هرچه فریاد می‌زنیم آب تمام شد، مصرف آب بیشتر می‌شود. هرچه فریاد می‌زنیم آلودگی همه را خواهد کشت، بیشتر ماشین به خیابان می‌آورند. گفتند یارانه‌ها را نگیرید، اکثریت ثبت نام کردند و گرفتند. همین است هر چه بگوییم در هر مساله‌ای بحران داریم، بیشتر روی آن موضوع پافشاری می‌کنند. امروز دولت و مسئولین با مسائل عظیم و پیچیده‌ای روبرو هستند، منتها بلایی که سر این جامعه آمده ،بی‌مسئولیتی، بی‌اعتمادی و بی‌حسی است که ایجاد کرده ایم، جامعه مانند یک کشتی است که همه سوار آن هستند، امروز هرچه فریاد می‌زنند که کشتی در حال غرق شدن است، گوش کسی بدهکار نیست و بلکه به سوراخ کردن بیشتر آن مشغولند .

  ایـن اعتمادی کـه باید وجود داشـته باشـد، بـه دلایـل متعددی خدشـه‌دار شده، شاید آن قاطعیتی که مردم انتظار داشته اند در مقابل مفسدان اعمال شود ندیده اند. لطفـا توضیح بدهید که چطور این بی‌اعتمادی به وجـود آمد و چگونه قابل احیاست؟

در قرآن آمده که در سابقه جوامع گذشته درس‌ها و عبرت‌هایی است. این جوامع به سمت فساد می‌رفتند و هرچه هشدار داده شد، نشنیده گرفتند. اما وقتی فساد گسترش یافت، آن جامعه دچار یک سرنوشت محتوم شد، و دیگر قابل اصلاح نبود و سرنوشت آن جامعه عوض شد. نمی‌خواهم بگویم الان جامعه ما به این نقطه رسیده است، اما به هر حال باید به هشدارها توجه داشت. امروز آنچه باعث نگرانی است، این است که  اولویت‌های مردم عوض شده است. هرچقدر گفته شود که مثلا سیستان و بلوچستان وضعیت خوبی ندارد، کسی کاری نمی‌کند. حس و حال مردم چیز دیگری است، پای شبکه‌های ماهواره‌ای و وایبری وقت می‌گذرانند، بی‌توجه به آنچه که در اطرافشان می‌گذرد .

  شـما فکر می‌کنید کشورهای موفق در زمینـه مبارزه با فسـاد چـه راهکارهایی پیش گرفته اند تا مانع از رشـد سیسـتم فساد و گسترده شدن آن شوند؟

در کشورهای دیگر دنیا که  توانسته‌اند از چنین مصیبتهایی نجات پیدا کنند، تمرکز عمده آنها بر  جهت‌گیریهای علمی،  به‌روز بودن و براساس تخصص کار کردن است. متاسفانه جایگاه تخصص‌گرایی در کشورمان تا حد زیادی  آسیب دیده است. این باعث شده در بسیاری موارد افرادی که فاقد صلاحیتهای مدیریتی و تخصصی هستند با چند شعار و تیتر فریبنده با این عنوان که ما متعهدیم، کار را در اختیار بگیرند. باید معیار را به تخصص افراد، شایستگی‌های  کارشناسی و مدیریتی آنها برگردانیم و چنین کسانی را جذب کنیم. کسی که برای کسب تخصص‌اش زحمت کشیده و خون دل خورده، کمتر دنبال فریبکاری است. اصل همان تخصص است، اگر هم تعهد را در نظر می‌گیریم این مورد را هم در نظر داشته باشیم که باید تعهد به همان علم و رشته‌ای باشد که برای آن زحمت کشیده شده است. مثلا یک پزشک به اخلاق پزشکی متعهد باشد. اینکه امروز افراد باید مسئولیت اجتماعی در قبال کارهایشان داشته باشند، چارچوب دارد و معین است. باید از مترهایی که قابل سنجش هستند برای نجات کشور استفاده کرد در غیر این صورت هر روز بیشتر در معرض  آسیبهای فساد قرار خواهیم گرفت.

همشهری ماه: بهمن ۹۳

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)