طبقات متوسط اجتماعی پیشگامان انقلاب اسلامی ایران

making-list-0808-lg-5041854

در انقلاب اسلامی ۵٧ از نظر نقش طبقات مختلف اجتماعی در آن، تفاوت‌هایی با سایر انقلاب‌ها وجود داشت. در کشور ایران نه یک نظام سرمایه‌داری به آن معنا، وجود داشت که امواج انقلاب بتوانند از طریق طبقات کارگر شکل بگیرند، نه یک نظام روستایی یا فئودالی حاکم بود که روستاییان نیروی اصلی آن باشند. بلکه در واقع به اجماع تحلیلگران، بیشتر افرادی که در جریان انقلاب شرکت داشتند از طبقات متوسط شهری برخاسته بودند.

روزنامه اعتماد: سه شنبه ۱۴/۱۱/۹۳

در انقلاب اسلامی ۵٧ از نظر نقش طبقات مختلف اجتماعی در آن، تفاوت‌هایی با سایر انقلاب‌ها وجود داشت. در کشور ایران نه یک نظام سرمایه‌داری به آن معنا، وجود داشت که امواج انقلاب بتوانند از طریق طبقات کارگر شکل بگیرند، نه یک نظام روستایی یا فئودالی حاکم بود که روستاییان نیروی اصلی آن باشند.

بلکه در واقع به اجماع تحلیلگران، بیشتر افرادی که در جریان انقلاب شرکت داشتند از طبقات متوسط شهری برخاسته بودند. البته گفته می‌شود بسیاری از روستاییانی که در دهه ۴٠ به واسطه مساله اصلاحات ارضی زمین‌های خود را از دست داده و به حاشیه شهرها هجوم آورده بودند نیز، به دلیل مشکلاتی که این حاشیه نشینی برای آنها به وجود آورده بود در شکل‌گیری انقلاب نقش داشتند

برای پرداختن به تاثیر طبقه متوسط شهری در انقلاب اسلامی ۵٧ نخست باید تعریف و مرز آن با سایر طبقات اجتماعی را مشخص کرد.

طبقات اجتماعی در تعریف، به سه دسته اصلی بالا، پایین و متوسط تقسیم می‌شوند. طبقات بالا، جمعیت بسیار محدود صاحب سرمایه هستند که از توان و بنیه اقتصادی بالایی برخوردارند و دغدغه‌های آنها نیز بیشتر اقتصادی است.

گروه دوم یا طبقات پایین، فاقد سرمایه‌های کلان هستند و معمولا درآمدی در حد معاش و گاهی زیر خط فقر دارند. این دسته افرادی هستند که عمدتا به فعالیت‌های یدی مثل کارهای کشاورزی یا خدماتی مشغول هستند. در میان این دو دسته، طبقه متوسط قرار می‌گیرد که به لحاظ اقتصادی می‌تواند درآمدهایی داشته باشد که علاوه بر مخارج معیشتی صرف ارتقای فرهنگی و فکری او شود.

طبقه متوسط، به لحاظ معیشتی شامل افراد معتدلی می‌شود که در کارهای فرهنگی مشغول هستند، مانند معلمان، دانشگاهیان یا کارمندان اداری، یا ممکن است در مشاغل آزاد فعال باشند. هنرمندان و اهالی فرهنگ هم عمدتا در این طبقه قرار می‌گیرند. می‌توان گفت بیشتر انقلاب‌هایی که از انقلاب فرانسه به بعد اتفاق افتاده است عمدتا انقلاب‌هایی بوده‌اند که به نوعی، بیشتر پایگاه‌های‌ روستایی داشته‌ یا اینکه تحت تاثیر طبقات پایین جامعه، طبقات کارگر یا کسانی که به خاطر فشارهای طبقاتی ناشی از نظام‌های سرمایه‌داری یا فئودالی از وضعیت موجود ناراضی بودند، توانستند شکل بگیرند.

اما در ایران و در انقلاب ۵٧ از نظر نقش طبقات مختلف اجتماعی در آن، تفاوت‌هایی با سایر انقلاب‌ها وجود داشت. در کشور ایران نه یک نظام سرمایه‌داری به آن معنا، وجود داشت که امواج انقلاب بتوانند از طریق طبقات کارگر شکل بگیرند، نه یک نظام روستایی یا فئودالی حاکم بود که روستاییان نیروی اصلی آن باشند.  بلکه در واقع به اجماع تحلیلگران، بیشتر افرادی که در جریان انقلاب شرکت داشتند از طبقات متوسط شهری برخاسته بودند. البته گفته می‌شود بسیاری از روستاییانی که در دهه ۴٠ به واسطه مساله اصلاحات ارضی زمین‌های خود را از دست داده و به حاشیه شهرها هجوم آورده بودند نیز، به دلیل مشکلاتی که این حاشیه نشینی برای آنها به وجود آورده بود در شکل‌گیری انقلاب نقش داشتند.

اما تاکید بر این است که این انقلاب، حاصل فعال شدن گروه‌های شهری، طبقه متوسط و حداکثر حاشیه نشینان شهری بود. پیشگامان آن نیز عمدتا طبقه متوسط شهری مثل بازاریان، تحصیلکردگان، معلمان یا کارکنان اداری مثل کارکنان صنعت نفت بودند که می‌توان گفت اساسا ایدئولوژی انقلاب بر آنها استوار شده بود. در مقطع انقلاب، زمانی که طبقه متوسط فعال شد فعالیت‌های جدی‌تری نیز صورت گرفت که در نهایت انقلاب اسلامی را رقم زد.

می‌توان گفت تحولات سال‌های اخیر جامعه ایران نیز به همین ویژگی یعنی آگاهی طبقه متوسط برمی‌گردد که از موقعیت ممتازی در کشور برخوردار است. به بیانی دیگر، جامعه ایران جامعه‌ای است که از دیرباز خیلی محور کشاورزی نبوده است و همواره شهرها در آن از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند.

بنابراین اجتماعات ایرانی عمدتا در اطراف روستاهای کوچک یا در واقع جایی که آب یا امکاناتی برای کشاورزی پیدا می‌شد، شکل می‌گرفت و در پی گسترش آن شهرها به وجود می‌آمدند. دیگر دلایل تمایل به شهرنشینی در ایران را می‌توان معطوف به فعالیت‌های تجاری که روی خط ابریشم یا ادویه انجام می‌گرفته، دانست و اینکه ایران کانال اصلی بازرگانی شرق و غرب به حساب می‌آمده است.

بنابراین می‌توان گفت پدیده شهرنشینی در ایران قدمتی دیرینه دارد. این یکی از ویژگی‌های کشور است که برخلاف کشورهای پرآب که عمدتا خصلت کشاورزی و فئودالی داشته و در آنها شهرها از اهمیت کمتری برخوردار بوده‌اند، شهرها در آن همیشه کانون توجه بوده‌اند. در دنیای جدید نیز، از زمانی که بعد از مشروطیت دولت مدرن در ایران شکل گرفت، به ویژه از دوره رضا شاه که به‌طور خیلی جدی نهادها و سازمان‌های اداری به وجود آمده و نظامیان، تکنوکرات‌ها و دیوانسالاران در شهرها پیدا شدند و البته بعد از اینکه نفت به عنوان محور اصلی اقتصاد کشور بیش از پیش مطرح شد، اهمیت شهرها نیز خواه ناخواه از گذشته بیشتر شد.

شهر جایی است که در آن طبقه متوسط شهری نشو و نمای بیشتری دارد؛ از خرده‌فروشان گرفته تا بازاریان و تجار و احتمالا صنایع کوچک. به واقع اجرای اصلاحات ارضی در دهه ۴٠ به شکل‌گیری طبقه متوسط شهری بیشتر دامن زد وگرنه سابقه شکل‌گیری آن همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد از خیلی پیش‌تر وجود داشته است.

به‌طور کلی، طبقات متوسط همواره نقش فعالی در تحولات جامعه دارند. به ویژه در تحولات فرهنگی، اجتماعی و حتی تحولات سیاسی. معمولا در این تحولات طبقه متوسط، راه بلد و پیشرو است. در عین حال دیدگاه‌های انسانی و نگاه‌های فرهنگی بهتری نسبت به سایر طبقات دارد.

می‌توان گفت همان‌گونه که طبقه متوسط جامعه ایران در انقلاب اسلامی ۵٧ فعالانه نقش پیشرو را بر عهده گرفته بود در دنیای معاصر نیز، تقریبا محور اصلی تغییر و تحولات جامعه به حساب می‌آید.

روزنامه اعتماد، شماره ۳۱۷۲ به تاریخ ۱۴/۱۱/۹۳، صفحه ۷ (سیاست نامه)

www.magiran.com/npview.asp?ID=3106281

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)