پدیده دستفروشی در مترو

گفتگو8

الآن ساده ترین کار کارمند اداره شدن است که پشت میز بنشینی و سر ماه هم حقوق بگیری؛ ولی مشکل ترین کار این است که کسی در مترو از این طرف به آن طرف بیاید و به مردم هم التماس کند که کالایش را بخرند تا زندگیش بچرخد؛ در حالی که ترس از مسئولین برای بیرون کردن آنها نیز همواره جزو لاینفک شغل آنها به حساب می آید.

بهبود فضای کسب و کار کشور بهترین درمان مشاغل کاذب

نظام تأمین اجتماعی نیاز به ترمیم دارد

 

جماران: ۸/۱۱/۹۳

دکتر سعید معیدفر دانشیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در مورد علت به وجود آمدن مشاغل کاذب گفت: وقتی که این افراد شغل ندارند و وضع اقتصادی کشور خراب است، این مسأله پدیده رایج کشور می شود و علت خاصی نمی خواهد.

وی اظهار کرد: به دلیل اینکه متولیان امر نتوانستند درست برنامه ریزی کنند، با وجود موج جوانان و از طرف دیگر بی برنامگی و سوء مدیریت باعث شده است که در شرایط فعلی فرصت شغلی به اندازه کافی وجود نداشته باشد و این بیکاری خود به خود باعث می شود که عده ای از مردم به این نوع اشتغال زایی دست بزنند.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در پاسخ به این سؤال که آیا شما دستفروشی در مترو را آسان ترین راه کسب درآمد می دانید، گفت: متأسفانه ما فکر می کنیم که فروش در مترو کار ساده ای است؛ اصلا چنین چیزی نیست و اتفاقا این کار، کار سختی است. الآن ساده ترین کار کارمند اداره شدن است که پشت میز بنشینی و سر ماه هم حقوق بگیری؛ ولی مشکل ترین کار این است که کسی در مترو از این طرف به آن طرف بیاید و به مردم هم التماس کند که کالایش را بخرند تا زندگیش بچرخد؛ در حالی که ترس از مسئولین برای بیرون کردن آنها نیز همواره جزو لاینفک شغل آنها به حساب می آید.

وی در مورد نوع برخورد مردم با این افراد، ضمن بیان اینکه ما نمی توانیم برای مردم تعیین تکلیف کنیم که چه طور برخورد کنند، گفت: رفتار مردم با این افراد یک رفتار منصفانه است؛ یعنی به هر حال مردم می دانند که آنها درگیر مشکل هستند و عمدتا و نه همه آنها از روی اضطرار مشغول این کار شده اند و به همین دلیل است که بعضی مردم با آنها همکاری می کنند.

معیدفر افزود: بالأخره بازار کاری آنجا هست و افرادی جذب آن شده اند و اگر در مورد درست بودن یا درست نبودن آن بخواهیم اظهار نظر کنیم، بسیار واضح و روشن است که درست نیست. تعداد این دستفروشان بسیار زیاد شده و باید گفت، مترو در مواردی عملا تبدیل به محلی برای کسب و کار شده است و اما باید این مسأله را نیز مد نظر قرار داد که این کار عمدتا به خاطر مشکل معیشتی و نبود فرصت های شغلی است.

وی در ادامه ضمن تأکید بر نقش عدم وجود فرصت های شغلی مناسب در افزایش پدیده های اینچنینی ادامه داد: مسلما اگر در جامعه ما زمینه های کسب و کار آبرومندانه وجود داشت؛ نه اینکه دستفروشی در مترو انجام نمی شد ولی اینقدر زیاد نبود مضاف بر اینکه وقتی تعداد کم بود می شد با آنها برخورد مقابله ای و قانونی هم کرد که داخل مترو جای خرید و فروش نیست. اما وقتی که فرصت های شغلی کم است و مسئولان اجرایی کشور هم نمی توانند برای این حجم از جامعه جوان جویای کار کشور شغل مناسب ایجاد کنند تعداد افراد با شغل های کاذب از جمله دست فروشی در مترو افزایش پیدا می کند و برخورد مقابله ای و مبارزه ای با آنها نیز نه تنها کمکی به حل مشکل نمی کند بلکه منجر به آسیب های بسیار شدیدتری می شود که قشر آسیب پذیر جامعه به واسطه عدم تأمین معیشت می توانند داشته باشند و حتی این آسیب ها به بدنه جامعه نیز تعمیم پیدا کند.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در پاسخ به سؤالی در مورد وظیفه مسئولان در توانمندسازی این افراد، ضمن بیان اینکه توانمندسازی معنی ندارد، گفت: به دلیل اینکه فرصت شغلی وجود ندارد و یا اینکه مشاغلی که هست ممکن است خیلی نتواند هزینه های زندگی این قشر را تأمین کند، بهترین مواجهه و درمان اصلی وضع موجود بهبود فضای کسب و کار و اقتصاد کشور است و بعد از اینکه فضای کسب و کار و اقتصاد کشور بهبود پیدا کرد و این اطمینان وجود داشت که فرصت شغلی مناسب برای این افراد وجود دارد، ما می توانیم در مورد آنها اعمال قانون کنیم و نسبت به راهکارهای کم و یا حذف کردن این مشاغل تصمیم گیری کنیم.

وی همچنین در مورد حمایت از کسانی که نیروی کار به حساب نمی آیند و به مشاغل کاذب از جمله دستفروشی دست می زنند، ضمن بیان اینکه جمعیت این افراد نسبت به جمعیت اصلی دستفروشان کمتر است، گفت: مسلما کار کردن پیرمرد یا پیرزنی که باید در خانه بماند و استراحت کند و اوقات فراغت داشته باشد، نشان می دهد که درآمد او تأمین کننده هزینه های زندگی نبوده و یا زیر پوشش هیچ نوع بیمه ای نیست و نهایتا ناچار شده است به چنین کاری دست بزند؛ که این نشان دهنده یک نظام تأمین اجتماعی ناقص است که باید ترمیم شود.

معیدفر ادامه داد: امروز متأسفانه به دلیل اینکه منابع اصلی اقتصاد کشور در اختیار دولت می باشد و سیاستگزار اصلی در حوزه های اقتصادی دولت است؛ طبیعی است که بخش های دیگر قادر نیستند در این زمینه وارد شوند. البته عده ای تلاش می کنند. برای گسترش این فعالیت ها یا کمک های مردمی اقدام هایی شود و فرصت برای انجام امور خیریه ای و فعالیت های مدنی وجود داشته باشد؛ اما متأسفانه موانع زیادی پیش روی این فعالیت ها هست و خود این موانع گاهی اوقات باعث کاهش انگیزه ها و دور شدن مردم از این فعالیت ها می شود.

وی افزود: اقدام مؤثر این است که دولت سهم و ادعای خودش را کم کرده و دستش را به سوی مردم و جامعه دراز کند. همچنین رانت ها را از بین ببرد. الآن رانت حتی در فعالیت های مدنی باعث شده است که بعضی ها سوء استفاده کنند؛ ولی اگر این زمینه های رانت دولتی از بین رود و دولت هم به مردم و مشارکت آنها احساس نیاز کند می شود امید داشت که همکاری دو جانبه بین دولت و مردم به حل مشکلات جامعه بینجامد ولی من هنوز عزمی برای حل مشکلات اجتماعی  نمی بینم و با این روش هایی که ما در پیش گرفتیم افق پیشگیری از آسیب های اجتماعی در کشور ما چندان روشن نیست و با نگاه نومیدانه می شود گفت هر روز بدتر می شود.

http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_72236.aspx

http://www.shafaqna.com/persian/services/other-news/item/104458

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)