فراموشی خشونت در جامعه بی‌مسوولیت

یادداشت1

ما ایرانی‌ها در جریان بسیاری از رویدادها نشان داده‌ایم که حافظه تاریخی محدودی داریم. حادثه‌ای باعث می‌شود مساله‌ای در افکار عمومی جریان پیدا کند اما بعد خاتمه پیدا می‌کند و فراموش می‌شود. این مساله- به قول برخی از جامعه‌شناسان- کوتاه مدت بودن جامعه ما را نشان می‌دهد و حاکی از این است که در کشور ما عملا جامعه به معنای پایدار خصوصا در عرصه‌های عمومی موجود نیست.

جهان صنعت: دوشنبه ۱۳۹۳٫۱۱٫۰۶ – ۰۶:۴۱

 

جهان صنعت/ «فراموشی خشونت در جامعه بی‌مسوولیت» عنوان یادداشت روز روزنامه جهان صنعت به قلم سعید معیدفر (جامعه‌شناس) است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
ما ایرانی‌ها در جریان بسیاری از رویدادها نشان داده‌ایم که حافظه تاریخی محدودی داریم. حادثه‌ای باعث می‌شود مساله‌ای در افکار عمومی جریان پیدا کند اما بعد خاتمه پیدا می‌کند و فراموش می‌شود. این مساله- به قول برخی از جامعه‌شناسان- کوتاه مدت بودن جامعه ما را نشان می‌دهد و حاکی از این است که در کشور ما عملا جامعه به معنای پایدار خصوصا در عرصه‌های عمومی موجود نیست.
این انتقادی است که من همیشه بیان کرده‌ام. اگر مشکلی در خانه‌های ما باشد این مشکل پیگیری می‌شود تا بالاخره برطرف شود. در خانه چیزی به نام جامعه داریم؛ جامعه‌ای کوچک که آدم‌ها در آن احساس نقش و وظیفه می‌کنند. اگر احساس مسوولیت از جانب یک فرد فراموش شود، بقیه به او متذکر می‌شوند و کار زمین نمی‌ماند.
اما ما در کشوری زندگی می‌کنیم که فقط همان جا می‌توانید حضور جامعه را ببینید. در عرصه عمومی هر جا جامعه‌ای می‌خواهد شکل بگیرد به سرعت آن را منهدم می‌کنند. نمونه آن دانشگاه‌های ما هستند که پیشتر حیات و سرزندگی داشتند. دانشجویان ما در موضوعات خاصی حساسیت از خود نشان می‌دادند و پیگیر مشکلات بودند، دانشگاه انجمن و تشکل‌هایی فعال داشت و انسجام اجتماعی بین دانشجویان وجود داشت. در واقع آنها نسبت به یکدیگر و آنچه در اطرافشان می‌گذشت حساس بودند ولی ما با دانشگاه چه کردیم‌؟ دانشجویان را
ستاره‌دار کردیم، انجمن‌هایشان را به حالت نیمه تعطیل در آوردیم و در نهایت شرایطی ایجاد کردیم که هر کسی در لاک خودش فرو برود. دانشگاه بعد از خانه، تنها جایی بود که فعال بود اما از کار افتاد.
اکنون در ادارات مصیبت‌ها اعم از فساد، رشوه و هزار نوع مشکل وجود دارد‌ اما آن قدر افراد در آن متفرق هستند که هر کس سر در گریبان خود دارد. در حالی که در این محیط‌ها باید صنف و تشکیلات باشد تا افراد احساس مسوولیت کنند‌ اما می‌بینیم که فساد در انواع و اقسام آن جریان دارد. هر کس از خود می‌پرسد «به من چه؟». این فردگرایی و پراکندگی را در همه جا می‌بینیم. سراسر عدم همبستگی و عدم احساس مسوولیت شده‌ایم. اینها سرنوشت جامعه‌ای است که از هم گسیخته است و در این جامعه آدم‌ها تبدیل به فرد شده‌اند تا اداره‌شان ساده‌تر باشد.
در بحث خشونت‌های اجتماعی هم روال به همین ترتیب پیش رفته است. یک بار دانش آموز بروجردی معلم خود را می‌کشد، بار دیگر همسری زوج خود را مثله می‌کند و بار دیگر به صورت تعداد زیادی از افراد اسید پاشیده می‌شود. رسانه‌ها جلو می‌آیند، چند روز خبر را پیگیری و از این مردم اظهارنظر می‌خواهند و فکر می‌کنند مساله روز شده است‌ اما آن جامعه‌ای که باید این مساله را پیگیری کند، کجاست؟ احساس مسوولیت اجتماعی که آدم‌ها باید نسبت به این قضیه کنند، کجاست؟
در قضیه اسیدپاشی دیدیم عده‌ای پراکنده حضور پیدا و سعی کردند به موضوع عکس‌العمل نشان دهند اما چه شد؟ گفتند اگر کسی اقدامی کند عملش از خود اسیدپاشان مجازات بیشتری دارد و همه به خانه برگشتند تا قاضی خودش مساله را پیگیری کند. کاری که تا حالا کرده‌ایم تنها منفعل کردن جامعه بوده است. به همین ترتیب وقتی بحث فساد مطرح شد و اسم سه هزار میلیارد تومان آمد، عده‌ای حساس شدند و رسانه‌ها به آن پرداختند. باز گفته شد ادامه ندهید چون این صحبت‌ها برای کشور زیان‌آور است. کسانی این کارها را می‌کنند که می‌خواهند به مملکت ضربه بزنند. دوباره جامعه را از احساس مسوولیت انداختند. حالا چه انتظاری داریم که افراد واکنش نشان دهند اگر در خیابان کسی را قطعه قطعه کنند؟ اگر بدترین صحنه‌های خشونت اتفاق بیفتد ما فرار می‌کنیم تا نکند خودمان متهم شویم.
مجموعه اقدامات ما در مواجهه با مسایل اجتماعی به از بین بردن مسوولیت‌های اجتماعی ختم شده است. رسانه‌ها به عنوان کاتالیزوری برای حساس کردن جامعه این رویدادها را پررنگ می‌کنند‌ اما برای کدام جامعه؟ جامعه‌ای که متلاشی شده و احساس مسوولیت در آن کشته شده است. در نتیجه این اقدامات ما تصور کرده‌ایم که دولت همه کاره است و خودش برای دخالت در همه امور کفایت می‌کند. مردم هم پذیرفتند و گفتند این شما و این هم خشونت. این تصور نادرستی است که ما در جامعه ایجاد کردیم در حالی که امروز دنیا این‌گونه نیست و در ادبیات دینی ما نیز بسیار به این مساله اشاره شده که «همه ما مسوولیم.»

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)