پیامدهای اجتماعی جنگ

یادداشت3

در طول تاریخ بشر همیشه جنگ بوده و زمینه‌های خصومت و درگیری میان انسان‌ها یا گروه‌هایی از انسان‌ها همیشه مطرح بوده است. گاهی هم شرایط به گونه‌ای بوده که جنگ و نزاع‌های گسترده اجتناب ناپذیر می‌شده است. اما به نظر می‌رسد علی رغم این وضعیت، جنگ خواه ناخواه زندگی انسان‌ها را از یک وضعیت عادی خارج کرده و به هر حال هم اقتصاد یک جامعه و هم شرایط اجتماعی و فرهنگ و سیاسی آن را تحت تاثیر قرار داده است.

در طول تاریخ بشر همیشه جنگ بوده و زمینه‌های خصومت و درگیری میان انسان‌ها یا گروه‌هایی از انسان‌ها همیشه مطرح بوده است. گاهی هم شرایط به گونه‌ای بوده که جنگ و نزاع‌های گسترده اجتناب ناپذیر می‌شده است. اما به نظر می‌رسد علی رغم این وضعیت، جنگ خواه ناخواه زندگی انسان‌ها را از یک وضعیت عادی خارج کرده و به هر حال هم اقتصاد یک جامعه و هم شرایط اجتماعی و فرهنگ و سیاسی آن را تحت تاثیر قرار داده است.

جنگ تحمیلی زمینه همبستگی

جنگ از یک سو تاثیرات کوتاه مدتی در نزد یک ملت داشته است. تاثیرات کوتاه مدت جنگ این بوده که زمینه هایی برای همبستگی‌های اجتماعی ایجاد می‌کرده است چرا که توسط یک عامل مشترک که همان دشمن است، خواه ناخواه باعث نوعی وفاق در جامعه می‌شده و در عین حال، سطح تحمل و فداکاری را در جامعه بالا می‌برده است. جنگ در عین حال که خسارت‌های هنگفتی برای جامعه دارد، اما اگر اجتناب ناپذیر شود، مثلا از طریق حمله یک دشمن خارجی مثل آنچه در ایران سال ۵۹ اتفاق افتاده، شرایطی فراهم می‌آورد که خواه ناخواه تقریبا زمینه‌های همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند و در کنار آن حماسه‌های بزرگ از فداکاری و گذشت را برای یک دوره تاریخی مشخصی در تاریخ یک ملت ثبت می‌کند. اکثر ملل دنیا، پدیده سرباز گمنام یا پدیده کسانی که سطوح بالایی از گذشت و فداکار را داشتند و از یک ملتی حمایت کردند و جان خود را فدا کردند، اینها امروز در تاریخ و حافظه همه ملت‌ها هست. حتی در کشورهای توسعه یافته‌ای مثل امریکا، یادمان‌هایی برای کسانی که فداکاری بزرگ کردند ساخته اند و به آنها احترام می‌گذارند. در ایران نیز حادثه جنگ که دفاعی بود اتفاق افتاد و خواه ناخواه همانطور که در جای جای شهر و کشور می‌بینیم، نمادهای مقاوت، گذشت و فداکاری فراوان بوده و امروز هر کوچه و خیابان ما از عطر انسان‌های بزرگی که جان خودشان را تقدیم یک ملت کردند نشان دارد. اما صرف نظر از این دستاوردها، اگر دقتی کنیم در جنگ و دوران وقوع آن، می بینیم جنگ تاثیرات فراوانی به لحاظ اقتصادی و حتی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی روی ملت می‌گذارد. معمولا بسیاری از خواست‌های واقعی یک جامعه در دوران جنگ به تعویق می‌افتد. حتی ممکن است خواست‌های سیاسی یک ملت به تعویق بیافتد. ممکن است کشوری درگیر یک نوع حاکمیت نادرستی باشد ولی در آن کشور مردم بخاطر دفاع از کشورشان ناچار شوند تن دهند به حاکمیت استبدادی. یا ممکن است در طول جنگ، افرادی سوءاستفاده‌های عظیم اقتصادی کنند. به هر حال در مقابل ملتی که گذشت می‌کند، فرصت‌هایی را به‌دست آورند برای چپاول کردن. جنگ تاثیرات اجتماعی نیز دارد. خانواده‌هایی که سرپرست خودشان و عزیزان‌شان را از دست می‌دهند و غم آنها تا آخر دنیا برای آنها باقی می‌ماند و جای آنها خالی می‌شود. گاهی اوقات یک خانواده بخاطر از دست دادن یک سرپرست ممکن است دچار ضایعات فراوانی شود. کما اینکه امروز می‌بینیم برخی از خانواده‌های شهدا دارای چه مشکلاتی هستند و بعضا ممکن است درگیر آسیب‌های اجتماعی هم شوند. در کنار آن ضایعات کسانی که در جنگ مصدوم یا معلول می‌شوند، در ایران فراوان داریم جانبازان و کسانی را که در آسایشگاه‌ها یا مراکز نگهداری افراد مصدوم یا معلول به لحاظ روانی یا جسمی نگهداری می‌شوند. کسانی که موج آنها را گرفته و تا آخر عمر دچار ضایعات مغزی و روحی شدند و خانواده‌ آنها عذاب می‌کشند. یا کسانی که معلول شده‌اند و معلولیت آنها دردسرهای فراوانی را برای خانواده آنها دربر دارد. در کنار آن، اسرایی را داریم که سال‌های سال از خانواده‌های خود دور شدند و برای خانواده‌هاشان ضایعاتی به‌وجود آمد. برای خودشان هم همین که بخشی مهمی از زندگی خود را عملا در زندان یک رژیم دیگر گذراندند.

 

تضاد میان آرمان گرایی و واقع گرایی

جنگ خسارات و مسایل فراوانی دارد. یکی از این خسارات هم این است که خواه ناخواه پس از جنگ ممکن است با یک برگشت سریع از یک شرایط آرمانی، به یک شرایط ملموس و روزمره، این تضاد میان آرمان گرایی و واقع گرایی مشکلات فراوانی را برای جامعه ایجاد کند. طبیعی است کسانی  که تا آخرین روزهای جنگ در جبهه‌ها حضور داشتند و ایثار می‌کردند، اینها همچنان سال‌های سال با آرمان زندگی می‌کردند و پس از اتمام جنگ وقتی اینها به جامعه بازمی‌گردند تفاوت عمیقی بین قبل و بعد از جنگ یا حین جنگ و بعد از آن می‌بینند و این تضادها ممکن است دردسر ساز شوند و عملا تضادهای اجتماعی را تقویت کنند. جمعیتی که همچنان در فضای دوران جنگ باقی مانده و نهایتا مطالبه آرمان‌ها را می‌کند و جمعیتی که درگیر زندگی روزمره می‌شوند و جامعه دوباره شرایط عادی خود را پیدا می‌کند و دائم مقابله‌ای است بین این دو گروه، چالش‌هایی که اینها ایجاد می‌کنند و این چالش‌ها حتی به فضای سیاسی کشیده می‌شود و ممکن است زمینه اختلال در آزادی‌های سیاسی، اختلال در عدالت اجتماعی و اختلال در روند اصلاح جامعه پیش آورد. نسلی که در دوران جنگ باقی می‌مانند و عمر و بهترین روزهای زندگی خود را در جنگ سپری کردند، آنها مسلما بسیار دشوار است بازگشت‌شان به زندگی عادی و ممکن است حتی همانطور که عرض کردم، یک نوع رویارویی‌های سیاسی را رقم بزنند. الان در سال‌های بعد از جنگ در کشور خودمان ملاحظه کرده‌ایم و می‌کنیم که چگونه با برخی از این تاکیدها روی آرمان‌هایی که مربوط به زمان خاصی بوده، متاسفانه گاهی اوقات فرصت طلبی‌هایی در اطراف آن اتفاق می‌افتد یا به عبارتی آن ایثارگری‌ها که روزی بدون چشم داشت بوده ولی کم کم تبدیل به مطالبه بسیار پررنگ می‌شود و بصورت طلبی که گویا ملت باید تا ده‌ها سال و صدها سال آن را بپردازد. درصورتی‌که خصوصا کسانی که شهید شدند آنها آن روز اساسا به چنین چیزی فکر نمی‌کردند که روزی بخواهند مطالبه خون خود را بکنند. ولی می‌بینیم که پس از جنگ، عده‌ای همچنان با آنکه سال‌های سال یا حدود بیست و چند سال از جنگ می‌گذرد اما همچنان مطالبه خون شهدایی را می‌کنند که آنها خالصا خون خود را فدا کردند و مطالبه چیزی نداشتند. و یا مطالبه حقوقی را می‌کنند که آن روز چنین مطالبه‌ای را نداشتند. بنابراین اینها می‌تواند همچنان در زندگی یک جامعه اختلال ایجاد کند و روند اصلاحات و توسعه جامعه را با مشکل روبه‌رو کند. کما اینکه می‌بینیم که چگونه پس از جنگ ما درگیر این چالش‌های عمیق شدیم و شده‌ایم و کسانی که می‌خواهند نان شهدا را یا رزمندگان را بخورند و مطالبه کنند حقوق آنها را. در صورتی که حقوق آنها محقق شد و آنها دنبال استقلال کشور بودند، آنها دنبال این بودند که کشورشان به دست بیگانگان نیافتد. آنها دنبال این بودند که ناموس‌شان به دست بیگانگان نیافتد و این اتفاق افتاد. آرمان آنها محقق شد. قرار نبود که آینده کشور را مطالبه کنند. آینده کشور در اختیار ملت خواهد بود و به هر حال نسلی که با شرایط جدید می‌خواهد کشور را به سمت اصلاحات و توسعه بکشاند. بنابراین می‌بینید چگونه گاهی می‌تواند جنگ، مدت‌ها آثارش را برجا بگذارد و باعث آن شود که یک کشور تاوان سنگینی را تا مدت‌ها بپردازد برای آن آرمان که در زمان خودش مقدس بود و آن کسانی که برای آن دوران جنگیدند در حافظه تاریخی ملت باقی ماندند. اما متاسفانه کسانی که مانده‌اند و می‌خواهند به عبارتی معامله کنند، ایثارگری خود را معامله کنند، معامله هنگفت و سنگینی که قیمتش مساوی است با توسعه نیافتگی، قیمتش مساوی است با بیکاری شدید جوانان در کشور. هزینه آن معادل است با تورم بسیار گسترده‌ای که در کشور ملاحظه می‌کنید. بنابراین من فکر نمی‌کنم که کسانی که آن روزها برای آن آرمان‌ها رفتند چنین هزینه هنگفتی را برای نسل‌های بعدی مطالبه می‌کردند.

خروج از واقع گرایی

دیگر پیامدهای ناگوار جنگ می‌تواند خروج از واقع گرایی یک جامعه باشد. ما الان در برخی کشورها می‌بینیم علی‌رغم آنکه مدت‌ها در آن کشورها جنگ بود اما بلافاصله پس از جنگ توانستند از آن دوران خاص بیرون آیند و شرایط توسعه در کشور خود را فراهم کنند ولی متاسفانه در کشور ما جنگ، به دلیل طولانی شدنش و به دلیل شرایط خاصی که در آن قرار داشتیم به نظر می‌رسد هنوز از جامعه هزینه می‌گیرد. آن هم هزینه‌های هنگفت.

هفته نامه صدای آزادی

 

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)