دولت مقصر بی مسوولیتی مردم در بحران آب

یادداشت3

مساله کمبود آب در کشور ما سال هاست مطرح است ولی شاید هیچ وقت مانند امروز این مشکل جدی نبوده است. تا جایی که امروز به جایی رسیده ایم که زنگ های خطر به صدا در آمده و اعلام وضعیت بحرانی شده است. هیات دولت تشکیل جلسه داده و معاون اول رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست از سد لار بازدید کرده اند. اما به نظر می رسد طرح مشکل و اخطارها در این مورد آنچنان که باید افکار عمومی را متوجه این مشکل نکرده است. 

مساله کمبود آب در کشور ما سال هاست مطرح است ولی شاید هیچ وقت مانند امروز این مشکل جدی نبوده است. تا جایی که امروز به جایی رسیده ایم که زنگ های خطر به صدا در آمده و اعلام وضعیت بحرانی شده است. هیات دولت تشکیل جلسه داده و معاون اول رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست از سد لار بازدید کرده اند. اما به نظر می رسد طرح مشکل و اخطارها در این مورد آنچنان که باید افکار عمومی را متوجه این مشکل نکرده است. این در حالی است که ذخایر آب ما رو به اتمام است و در این چند سال شاهد بوده ایم که دریاچه ارومیه خشک شده یا زاینده رود فقط برای مدت کوتاهی در سال، آب به خود دیده است. حتی شاهد منازعاتی در یزد، لرستان و خوزستان بوده ایم که مردم به سهمیه آب شهرشان اعتراض داشتند ولی با همه این مسائل می بینیم که مردم احساس نگرانی نمی کنند. گویا فکر می کنند این بحران مساله آنها نیست و فقط متوجه دولت است و دولت موظف است تحت هر شرایطی آب شهرشان را تامین کند و دیگر مسوولیتی متوجه آنها نیست. از طرفی شاهد هستیم که در جلسات هیات دولت برای حل مشکل آب برخی شهرها به این صرافت می افتند که آب را از جای دیگری به برخی شهرها منتقل کنند. چنین راه حل هایی توقع از دولت را بالامی برد و مردم را متوجه مسوولیت شان در قبال چنین بحرانی نمی کند و از طرفی این سوال را مطرح می کند که آیا درست است برای حل مقطعی این مشکل دولت به طرح هایی رو بیاورد که ضد محیط زیست است و هیچ گونه مسوولیت پذیری نسبت به آینده در آن دیده نمی شود؟از طرف دیگر ما شاهد رفتارهای متناقض در نهادهای دولتی هستیم. به عنوان مثال شهرداری تهران هر روز فضاهای سبز را افزایش می دهد اما در آبیاری این فضاهای سبز شاهد اسراف آب هستیم و بارها این صحنه را دیده ایم، آبی که برای آبیاری فضاهای سبز حاشیه اتوبان هاست در اتوبان رها شده و هدر می رود. اینجاست که مردم به خود می گویند بحران آب آنقدر هم جدی نیست. متاسفانه دولت نتوانسته این بحران را تبدیل به یک مساله اجتماعی کند. زمانی که دولت خودش را متولی همه چیز می داند طبیعی است که میزان احساس مسوولیت مردم در قبال زندگی شان روز به روز کمتر شود. مساله آب فقط یکی از آنهاست، مسائل زیادی وجود دارد که جامعه را تهدید می کند، مثل آسیب های اجتماعی، بیکاری و حتی اعتیاد. اما جامعه و مردم ما فقط دولت را مسوول می دانند و هرگونه مسوولیتی را از گردن خودشان سلب می کنند و روز به روز نسبت به این مشکلات بی تفاوت تر می شوند. همه اینها نتیجه مدت ها متولی گری دولت و حکومت و کمتر شدن نقش مردم در جامعه و زندگی شان است. متاسفانه امروز در جامعه ما نقش مردم فقط به خانواده ختم شده و هیچ گونه مسوولیت اجتماعی برای مردم وجود ندارد و اینها ناشی از این است که دولت و حاکمیت مردم را در بسیاری از مسائل محرم نمی داند. دنیای توسعه یافته دنیایی است که در آن مردم را در امور خودشان مشارکت می دهند و آنها را دعوت می کنند تا وارد فعالیت های جمعی و اجتماعی شوند و در مسائل مختلف اجتماعی ایفای نقش کنند. متاسفانه در کشور نه تنها چنین دغدغه یی برای حاکمیت وجود ندارد حتی در جاهایی جلوی این تحرک و احساس مسوولیت گرفته شده است و به همین دلیل امروز با چنین مشکلی رو به رو هستیم و مردم نسبت به چنین بحران مهم و جدی بی تفاوت هستند. ریشه اصلی این بی تفاوتی و عدم احساس مسوولیت این است که دولت و حکومت ما زمینه های همکاری های جمعی را در ارتباط با مشکلات مردم فراهم نکرده و حتی در مقاطعی جلوی آن را گرفته، بنابراین امروز هرچه فریاد می زند که با بحران کم آبی رو به رو است گوش هیچ کس بدهکار نیست.

روزنامه اعتماد، شماره ۳۰۶۷ به تاریخ ۲/۷/۹۳، صفحه ۱۶ (صفحه آخر)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3032205

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)