باید رویکرد‌ها را تغییر دهیم

یادداشت3

مسئولان وزارت علوم در روزهای اخیر به موضوع پایان نامه فروشی واکنش نشان داده و عنوان کرده‌اند قصد دارند با اندیشیدن تمهیداتی این مساله را حل کنند. معاون حقوقی وزارت علوم از برخوردی در دو فاز، یکی با دانشجویانی که پایان‌نامه می‌خرند و یکی با پایان نامه‌فروشان، خبر داده است.

مسئولان وزارت علوم در روزهای اخیر به موضوع پایان نامه فروشی واکنش نشان داده و عنوان کرده‌اند قصد دارند با اندیشیدن تمهیداتی این مساله را حل کنند. معاون حقوقی وزارت علوم از برخوردی در دو فاز، یکی با دانشجویانی که پایان‌نامه می‌خرند و یکی با پایان نامه‌فروشان، خبر داده است. واقعیت این است که یکی از دلایل بروز مشکلی که به شکل پایان نامه فروشی، مقاله فروشی و. . . وجود دارد، رویکرد آموزش عالی ما در سال‌های اخیر بوده است. در این سال‌ها رقابتی کمی‌گرایانه میان دانشگاه‌ها آغاز شد و این رقابت به رشد کمی مراکز آموزش عالی با شکل و شمایل مختلف و گاه عجیب و غریب انجامید. در هر شهر کوچک و بزرگ مراکز آموزش عالی مثل قارچ از زمین سر بر آوردند و این مساله موجب شد تا تعداد دانشجویان نیز افزایش پیدا کند. این رویکرد به جز اقدامات خلاف روالی بود که نمونه آن را در بورسیه سه هزار دانشجو دیدیم. به ویژه در مقطع تحصیلات تکمیلی نگاه کیفی به آموزش از اهمیت برخوردار است حال آنکه، ما شاهد رشد کمی بودیم و تازه در جریان این رشد، اقدامات خلاف روال در پذیرش دانشجویان و اساتید را مشاهده کردیم. برای پذیرش دانشجو در دوره تحصیلات تکمیلی در حالی که این دوره از اهمیت زیادی برخوردار است و دانشجو باید قادر به نوشتن مقاله و پایان نامه باشد، دیدیم که سطح پایین آمده و برای مثال دانشجویان زیادی تنها با تست زدن وارد مقطع دکتری شده‌اند. این دانشجویان، چه آنهایی که با ضابطه نادرست و چه آنهایی که بدون ضابطه وارد دانشگاه شدند، بعد از تمام کردن تحصیلات خواستار ورود به هیات علمی شدند که این مساله در مواردی اتفاق افتاده است. وقتی سیکل معیوبی وجود داشته باشد، دانشجو بی‌ضابطه وارد دانشگاه شود و سرکلاس استادی بنشیند که او نیز بی ضابطه به کرسی استادی رسیده است، نتیجه آن بلایی است که اکنون سر آموزش عالی ما آمده است. اکنون مهم دانش، توانایی و مهارت نیست بلکه، چون استاد خود دانش و مهارتی ندارد بر اساس قاعده نفع متقابل مجبور به تایید دانشجوست همانطور که دانشجو چنین است. در بسیاری موارد ما شاهد این رابطه بیمارگونه هستیم. از طرف دیگر، وجود تعداد زیادی فارغ‌التحصیل دانشگاهی بیکار، آینده و چشم‌انداز را تار کرده است. دانشجو امیدی به این ندارد که درس بخواند و سر کار برود. این موضوع را کمی‌گرایی آموزش عالی تشدید کرده است. در هشت سال دولت‌های احمدی‌نژاد شاهد بودیم که نرخ ورود به دانشگاه رشد داشت در حالی که مشاغل برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نه تنها زیادتر نشد که شاهد کاهش آن نیز بودیم. نتیجه چنین اتفاقی چیزی جز مایوس بودن دانشجو نیست. دانشجویی که می‌داند بعد از تمام کردن درسش سر کار نخواهد رفت یا حداقل در رشته‌ای که تحصیل کرده به کار گرفته نمی‌شود، لزومی برای مهارت آموزی نمی‌بیند. چنین دانشجویی برای تمام کردن درس خود راه‌های درست و منطقی را که گاه با مشقت همراه است، انتخاب نمی‌کند. او وقتی قرار است پایان نامه‌ای ارائه دهد ترجیح می‌دهد به جای اینکه وقت بگذارد و کار کند با پرداخت مبلغی این مرحله را پشت سر بگذارد. بسیاری از اساتید هم از آنجا که بی‌ضابطه به دانشگاه آمده‌اند سختگیری نمی‌کنند. مشکلی که پیش آمده است حتما باید حل شود اما، راه‌حل‌هایی که ما برای حل این مشکل در نظر می‌گیریم اهمیت زیادی دارد. ناگفته پیداست که راه‌حل‌های قهری راه به جایی نمی‌برد. همانطور که عنوان شد مشکلی که پیش آمده است نتیجه اتخاذ رویکرد‌های غلط در سال‌های گذشته بوده است. باید رویکرد‌ها را تغییر داد تا مشکل حل شود وگرنه، اگر عنوان کنیم که برای جلوگیری از پایان‌نامه فروشی قصد داریم بگیر و ببند راه بیندازیم، نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد و حتی ممکن است مساله ابعاد پنهانی و زیر زمینی پیدا کند.

* جامعه شناس و استاد دانشگاه

http://armandaily.ir/?News_Id=83303

دوشنبه ۲۴/۴/۹۳

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)