دولت و سیاست داخلی

یادداشت1

در مدت زمانی که از عمر دولت یازدهم می گذرد چندین سناریو برای به بن بست کشاندن سیاست های روحانی به دست جریانی خاص طراحی شده است. گویا جریانی که هشت سال کشور را دچار مشکل کرد و با فسادها و بی برنامگی هایش، ایران را با ضعف های اقتصادی، اجتماعی و بین المللی روبه رو ساخت اکنون تلاش می کند تا با کارشکنی در سیاست های دولت تدبیر و امید، مردم را ناامید و دولت را از تلاش در راستای سیاست های خودش منصرف سازد.

این جریان شاهد واکنش مردم در انتخابات ریاست جمهوری نسبت به خود و پرهیز جامعه از حمایت نسبت به سیاست های آن بوده است، عدم حمایتی که حتی از سوی اقشاری که تصور می شد پایگاه اجتماعی این جریان باشد، یعنی طبقه محروم جامعه نیز رخ داد و این جریان را با پاسخ «نه» مواجه ساخت. به این ترتیب جریانی که از یک سو، نتیجه انتخابات را از دست رفته می بیند و از سوی دیگر مردم را نیز مایوس کرده، اکنون و در قامت شکست خوردگان تلاش می کند تا با سدسازی جدی در سیاست های دولت منتخب مردم، به آنها بقبولاند که در انتخاب خویش اشتباه کرده اند. به بیان دیگر می خواهند به مردم دهن کجی کنند و به آنها نشان دهند که در انتخاب قوه مجریه تصمیم درستی نگرفته اند. متاسفانه مخالفان دولت برای به نتیجه رساندن این سناریو هر اقدامی را در دستور کار خود قرار می دهند: از برنامه ریزی برای زیر سوال بردن هر روزه دولت و تهدید وزرا با کارت زرد برای ایجاد محدودیت گرفته تا بحث های رسانه یی علیه دولت به شکل مستقیم و غیرمستقیم. اقداماتی که همگی در جهت به بن بست کشاندن سیاست های دولت یازدهم و دلسرد کردن مردمی است که برای بهبود شرایط کشور به آقای روحانی رای داده اند. در حقیقت این جریان تلاش دارد تا با درگیر ساختن مداوم دولت با جنجالی خاص، منتخبین مردم را خسته و فرسوده کند تا مانع از دستیابی به توفیقات مناسب در عملی ساختن وعده هایشان شوند. به این رویکرد می توان، خرابی هایی که از دولت قبل برای دولت جدید به ارث گذاشته شده است را نیز اضافه کرد. اکنون شاهد هستیم که مخالفان برای حفظ منافع گروهی خود، هر روز دولت را با مشکلی خاص روبه رو می سازند. اقداماتی که کاملابرنامه ریزی شده و در راستای اخلال در کار دولت و دلسرد کردن حامیانش انجام می شود. نمونه یی از آن را می توان در فرآیند ثبت نام برای یارانه ها مشاهده کرد که جریان مخالف دولت از نتیجه آن، خوشحالی زایدالوصفی نشان داد زیرا آنها گمان می کنند که برخی از ترفندهای شان موثر واقع شده اما واقعیت این است که مردم دلسرد نشده اند بلکه به این نتیجه رسیده اند که در کشور، جنگ قدرت و منافع در جریان است و احساس می کنند در چنین شرایطی منافع فردیشان مهم تر از منافع جمعی است. در این شرایط این پرسش مطرح می شود که وقتی نخبگان ما خود به وضعیت بحرانی جامعه اعتقادی ندارند چطور می توان از مردم چنین اعتقادی را انتظار داشت؟ وقتی برخی از منتقدان در جامعه برای حفظ منافع خود، شرایط کشور را درک نمی کنند چگونه می توان از مردم توقع داشت شرایط را درک و منافع فردی شان را فدای منفعت بزرگ تری به نام جامعه کنند؟ بنابراین اشتباه این جریان در این است که نوع برخورد مردم با موضوع ثبت نام برای دریافت یارانه را عدم حمایت از دولت تفسیر می کند اما این عدم انصراف معنای عمیق تری دارد. در زمانه یی که جنگ منافع در جریان است اساس اندیشیدن به منفعت جمعی امری بیهوده است و عقل حکم می کند که افراد در چنین شرایطی به فکر منافع فردی خود باشند تا در وضعیت بغرنج کنونی، شرمنده خانواده خود نشوند. در واقع این مخالفان دولت هستند که شرایط امروز را به گونه یی رقم زده اند که کسی به منفعت جمعی فکر نکند و اگر این اوضاع ادامه پیدا کند کشور ما در گزند هر خطری قرار می گیرد. به عبارت دیگر با ملت و کشوری که از سرمایه اجتماعی تهی شود، هرکاری می توان کرد. جای بسی تاسف است که در شرایطی که جامعه حال خوبی ندارد، این جریان ها به جای دست برداشتن از رقابت بر سر منافع خویش و اندیشیدن به شرایط کشور، تمامی همت شان را بر این گذاشته اند تا منازعات را گسترش دهند. به جای احساس مسوولیت در برابر جامعه احساس خوشحالی هم می کنند که دارند رقیب را زمین می زنند اما باید توجه داشته باشند که این رقیب نیست، بلکه کشور است که دارد آسیب می بیند و جامعه است که دارد از درون می پاشد و سرمایه هایش روز به روز کاهش می یابد. با این شرایط اگر روزی خطری کشور را تهدید کند دیگر هیچ کس باقی نمی ماند که به داد ایران برسد. امروز کشور ما در معرض خطرهای بسیار جدی قرار دارد و اعتماد مردم که بزرگ ترین سرمایه کشور است در راه حفظ منافع قربانی می شود. دولت یازدهم باید به این نکته مهم توجه داشته باشد که اعتماد حامیانش را جلب و از آن پاسداری کند و بدنه اجتماعی خود را تنها نگذارد. به نظر می رسد تا به امروز دولت قصد آن داشته تا با حل مسائل بین المللی، گشایش هایی در داخل به وجود آورد و به این دلیل انرژی زیادی در حوزه سیاست خارجی گذاشت که البته کاری درست و مورد تایید همه کارشناسان است اما در عین حال نباید از این مهم غافل شد که اقدامات دولت در حوزه های مختلف باید با یکدیگر هماهنگ و در راستای هم باشد. توجه به یک بخش و بی توجهی به حوزه های دیگر سبب می شود تا دولت رفتاری ناموزون از خود نشان دهد. در حقیقت دولت باید از همان آغاز در راستای وعده هایش گام های جدی برمی داشت و باید همان گونه که در عرصه بین المللی تلاش کرد تا محبان را به ایران امیدوار سازد، در عرصه داخلی هم اقداماتی انجام می داد تا حامیانش را دلگرم کند. متاسفانه دولت از این مساله غفلت کرد و مخالفان هم از این سکوت دولت سوءاستفاده کردند. دولت می توانست در همان روزهای اول و با اقتدار به دست آمده از آرای مردم، پیش درآمدهایی برای حل مشکلات اجتماعی و سیاسی داخل کشور ارائه دهد. اما متاسفانه متوجه نشد که گروه های رقیب در حال کار و برنامه ریزی جدی هستند تا اجازه ندهند دولت از مرحله اول به مرحله دوم برسد به گونه یی که اکنون شاهد آن هستیم که دولت در عرصه سیاست داخلی توفیق چندانی نداشته و امید نمی رود که این جریان های خاص اجازه بدهند تا دولت در عرصه سیاست داخلی به توفیق چشمگیری هم دست پیدا کند. در نهایت به نظر می رسد که با چنین مخالفانی و سیاستی که دولت آقای روحانی در پیش گرفته، راه دشواری در انتظار دولت یازدهم باشد مگر اینکه دولت، با توجه بیشتر به مسائل داخلی، اعتماد مردم را افزایش و جامعه را به بهبود شرایط کشور امیدوارتر سازد.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2953306

روزنامه اعتماد دوشنبه ۲۹/۲/۹۳

درباره نویسنده

سعید معیدفر

سعيد معيدفر جامعه شناس مسائل اجتماعی ایران، دانشيار پایه 26 و عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش امنيتي (لازم)